صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٥ - در راه پياده كردن اسلام راستين
زمين چه جور زمينى بايد باشد، آنكه مىخواهد كشت بكند چه جور باشد. بعد از اينكه ازدواج واقع شد، زمان تلقيح چه جور بايد باشد. همه ابعاد را مىخواهد، انسان مىخواهد درست كند. قرآن كتاب انسانسازى است؛ مىخواهد آدم درست كند. يك آدم اگر موافق تعليم قرآن درست شود، يكوقت مىبينيد كه يك «مدرس» [١] از كار در مىآيد كه يك مدرس مثل يك گروه است؛ جلوى قدرت رضا شاه، آن قدرت شيطانى مىايستد تنها؛ با پيرمردىِ خودش مىايستد، جلويش را مىگيرد و جلوى شوروى كه مىخواستند به ايران حمله كنند، ... مىگيرد. اينها هم، خارجيها هم از انسان مىترسند و لهذا دانشگاهىها را مىخواهند نگذارند از آنها انسان پيدا بشود؛ و مدارس ما را هم مىخواستند نگذارند. و همهاش را مىخواستند به هم بزنند و مساجد را به هم بزنند- همه چيز را.
در راه پياده كردن اسلام راستين
ما الآن موظفيم كه تمام قدرت خودمان، تمام توجه خودمان را به اين نهضت داشته باشيم كه اين محفوظ بماند، به آخر برسد؛ تا يك [حكومت] اسلامى، آن طورى كه بايد و شايد، بتوانيم- آن طورى كه بايد و شايد- تحقق پيدا بكند كه يك نمونهاى در عالم باشد كه ببينند دمكراسى كه اينها ادعايش را مىكنند يعنى چه؛ آزادى كه اينها آزادى بشر و حقوق بشر و آن حقوق بشرى كه اين حقوقيها ادعا مىكنند و ما دزدها و آدمكشها را وقتى كه به جزاى خودشان مىرسانيم دادشان درمىآيد، و آقاى مطهرى را وقتى مىكشند يك كلمه حرف نمىزنند.
ما مىخواهيم يك اسلامى درست كنيم تا معلوم بشود حقوق بشر يعنى چه، حق بشر چه هست، حقوق زن يعنى چه، حقوق مرد يعنى چه، حقوق كشاورز يعنى چه. ما مىخواهيم يك همچو چيزى درست بشود، اگر بگذارند؛ اگر اين شياطينى كه دستپرورده آن شياطين بزرگ هستند- اينها- بگذارند تا يك حكومتى پيدا بشود، آن
[١] شهيد سيد حسن مدرس.