صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٠ - بسيج عمومى براى سازندگى
اين ايرادهايى كه گرفته مىشود، چه ايرادهايى باشد كه صحيح باشد- من هم مىدانم بسياريش صحيح است. ايشان كه خواندند الآن، من هم تصديق دارم كه بسياريش صحيح است- چه آن چيزهايى باشد كه صحيح نيست، هر دوى اينها الآن به حال نهضت ما كه در راه است مضر است. همه بايد دست به هم بدهيم. همه ما، همه قشرها، همه دانشگاهيها، همه تاجر و كاسب و- عرض كنم- كذا همه زن و مرد، همان طورى كه تا حالا دست به هم داده بوديم و تا اينجا رسانديم، كه موجب حيرت همه متفكرين شد، از اينجا به بعدش كه مهمتر است بايد دست به هم بدهيم تا اين مراحل را بگذرانيم.
بعد هم نبايد ما بنشينيم منتظر اينكه يك قشرى كار را انجام بدهد. يك مملكتى است مال همهتان. آشفته هم هست. فقير زياد. بيكار زياد. لكن ما بايد بپرسيم ازشان كه اين فقر زياد و بيكارى زياد مال انقلاب است؟ چون شاه رفته است فقير زياد شده است؟ چون رژيم به هم خورده است بيكارى زياد شده است؟ يا نه، يك مسئلهاى است كه الآن ما وارث آن خرابيها هستيم؟ دولت وارث آنها هست. يعنى خرابى را كردهاند و رفتهاند. دزديهايشان را كردهاند و رفتهاند. قرضها را به بانكها گذاشتهاند و رفتهاند. از هر بانكى چند صد ميليون دلار قرض كردند و رفتند! الآن وقت اين است كه ما با هم باشيم. و بعد هم نبايد ما بگوييم چرا او نكرد؟ بايد بگوييم خودمان هم بايد بكنيم. همه بايد بكنيم. همه بايد بكنيم. همه هم وادار كنيم ديگران بكنند. اما اشكالتراشى و- عرض بكنم كه- تزلزلى در نهضت ما بشود، امروز صلاح هيچ يك از قشرهاى ملت نيست.
بسيج عمومى براى سازندگى
امروز، هم دانشگاهى و هم من طلبه و هم آقا، كه آقا هستند، و هم شما، كه از آقايان هستيد، و هم خانمها و همه ملت، امروز بايد با هم برويم جلو، فردا هم با هم بسازيم. توقع نداشته باشيد كه ما بسازيم. خوب، ما چكاره هستيم؟ شما هستيد، ما هستيم، ديگران هستند. نه من بايد بنشينم بگويم كه خانمها اين كارها را انجام بدهند؛ نه خانمها بنشينند بگويند فلانى انجام بدهد. آنها به اندازه خودشان؛ ما به اندازه خودمان؛ شما به اندازه