صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٤ - سياست گام به گام، شگرد شاه
نخواهد تحقق پيدا كرد.
سياست گام به گام، شگرد شاه
آنهايى كه مىآمدند پيش من، چه از قشر علما كه به من پيغام مىدادند و مىخواستند خيرخواهى- فرض كنيد- بكنند و چه قشرهاى ديگرى كه مىآمدند حتى اخيراً در پاريس پيش من، از باب اينكه مأيوس بودند كه بشود يك همچو كارى را انجام داد، خيرخواهى مىكردند كه حالا بگذاريد يك قدرى يواش يواش كار پيش برود؛ بگذاريد كه اين [١] باشد، و او حكومت نكند سلطنت بكند و آن طورى كه قانون برايش وظيفه مشخص كرده بكند و اينها! و ما بعدها مجلس درست مىكنيم و او را روى قوانين كنارش مىگذاريم! خودش هم اين حيله را مىخواست بكند، اينها غفلت كرده بودند! او از روى حيله و شيطنت براى من مكرر پيغام داد كه «شما بگذاريد من اينجا باشم، تمام جهات ايران دست شما، همه دست شما، من همان سلطنت مىكنم»! من مىدانستم كه مطلب اينها نيست. به آن آقايان مىگفتم كه خوب، شما يك همچو نهضتى كه الآن هست اگر اين سست بشود دوباره مىتوانيد ايجادش بكنيد؟ مىگفتند نه. گفتم كه اگر اين آدم بر خلاف كرد- حالا گفت كه من سلطنت مىكنم نه حكومت، فردا وقتى كه نهضت خوابيد شمشير را كشيد- شما يك قدرتى داريد كه كنترل بكنيد او را؟ تأمين داريد كه او به قول خودش وفا كند؟ گفتم حالا كه يك همچو نهضتى پيدا شده است، و نظير اين هم ديگر نمىشود كه پيدا بشود، ما همه مقاصدمان را چرا نگوييم؟ مقصد اصلى ما اين است كه اين خارجيها نخورند اموال ما را، اين خارجيها همه چيز ما را نبرند، اين خارجيها فرهنگ ما را عقب نزنند، اين خارجيها ارتش ما را انگل نكنند.
مقصد ما عمدهاش آنها هستند؛ اينها يك شاخهاى از اوست. ما چرا حالا مهلت بدهيم به اينكه- چنانچه- او قدرت پيدا كند، پاهاى همه ما را خرد و قلم خواهد كرد! و اين دنبال اين است كه قدرت پيدا بكند و حالا مىآيد ادعا مىكند كه «آى ملت چه، آى
[١] محمد رضا پهلوى.