صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٩ - ملت ايران ادب اسلامى دارد
و يك نفر آدم فاسد [به جبران] چند صد نفر، چندين هزار نفر اشخاص صحيح، كشته شده است، باز هم آنها البته بايد اظهار تأسف كنند.
ملتها قربانيان قدرتها
آنهايى [را] كه اينها كشتند اصلًا به حساب نمىآورند! براى اينكه يك ملتى است، بگذار كشته بشود تا ما نفتش را ببريم! آنها كشتارى كه اينها كردند به حساب نمىآورند. حساب نمىكنند كه يك بشرى كشته شده است؛ مىگويند يك عدهاى كه مانع از استفادههاى ماست بگذار كشته بشود. انسان را در مقابل منافع خودشان هيچ مىدانند. در يك جايى كه من بودم راجع به اوضاع ايران [صحبت] مىشد كه اوضاع ايران چطور است، و سفارتخانهها ممكن است كه آن وقت چه بشود يكى كه صاحب يك سفارتخانهاى بود مىگفت كه ما به اينكه سفير يا اشخاصى كشته بشود اهميتى نمىگذاريم، ولى مبلهاى ما خيلى اهميت دارد! اين مبلهايى كه ما آنجا داريم آنها اهميت دارد! يك نفر آدم رسمى، يك نفر آدم رسمى، اين حرف را زد كه ما اهميت نمىدهيم؛ مبلهايمان بيايد! وضعشان اين است ديگر، آدم مادى جز به مادىگرى فكر نمىتواند بكند، نمىتواند فكر بكند. اصلًا شرف را اينها نمىتوانند بفهمند يعنى چه! همه شرف را به اين مىدانند كه مبلشان خيلى خوب باشد! شرافت را، به اين مىدانند كه چندين دستگاه مثلًا عمارت داشته باشند. عمارت چه جورى باشد. انسانيت اصلًا فكرش را نمىكنند؛ تو خط اين نيستند. اگر اينها در خط اين مسائل بودند، خوب، اين همه آدم از ايران كشته شد، اين همه متفكرين، روحانيين، ابريا، مظلومها، زن و بچه، كوچك و بزرگ، توى اين خيابانها خونشان ريخته شد، اين اهميتى نداشت! هيچ وقت تأسفى [نبود.] تأسف ندارد اينكه! خوب، يك دسته را كشتند [كه] اينها مانع از استفادههاى ما بودند. اما هويدا وقتى كشته مىشود صدايشان درمىآيد؛ تأسف مىخورند!
ملت ايران ادب اسلامى دارد
اينهايى كه كشته شدهاند، بيايند مطالعه كنند اينها چه كسانى هستند كه كشته شدهاند.