صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٣ - بانگ بيدارباش
جلويش را گرفتند. اينها الآن با شيطنت پيش آمدهاند. مىخواهند با شيطنت قشرها را از هم جدا كنند. اين متفقها را، اينهايى كه با هم اتفاق كردند و اينها را شكستند و از بين بردند، اينها را از هم جدا كنند. ما مكلفيم الآن به اينكه قشرها را با هم جوش بدهيم. دانشگاهى و روحانى با هم باشند. بازارى و دهقان و كارگر همه با هم باشند. اگر اين وحدت كلمه از بين برود و اين توجه به خداى تبارك و تعالى از بين برود، خداى نخواسته شكست است. و شكست آن شكستى است كه ديگر برگشت ندارد. همه ما مكلفيم. منِ طلبه كه اينجا نشستهام، آقا كه آقا هستند اينجا، آقا كه آقا هستند، شما آقايان كه آقا هستيد، آن آقايان عشاير، آن آقايان ترك، عرب، فارس- هر كه در ايران نفس مىكشد الآن مسئول است. پيش خدا مسئول است. هيچ كس نبايد بگويد من نمىتوانم. به اندازه خودت مىتوانى. هر كسى به اندازه خودش. يكى بخواهد از زير بار شانهاش را خالى كند و بگويد كه از من كارى نمىآيد، اين خلاف مسئوليت كرده است. مسئول است. از همه آنها كار مىآيد. عشاير همه بايد با هم مجتمع بشوند بايستند در مقابل اينها. اينها اگر سلطه پيدا كنند، همان طورى كه سابق نقطه نظر به عشاير بود و به روحانيت. اگر اينها ثانياً باز [قدرت پيدا] بكنند، همان مطلب است كه نقطه اصلى عشاير است، كه خزائن اين مملكت است، و قشر روحانى و قشر دانشگاهى. اينها بايد چشمهايشان را باز كنند؛ و همه با هم برادروار، بدون اختلاف كلمه، همه با هم به پيش بروند، و اين نهضت را به آخر برسانند. وقتى كه به آخر برسانند و حكومت عدل اسلامى پيدا شد، آن وقت مشغول بشوند به ساختن يك ايرانى با آزادى، استقلال؛ خودشان مشغول بشوند به ساختن ايران. خداوند ان شاء اللَّه همه عشاير را حفظ كند؛ همه اهل خرمآباد- كه آقا و آقايان هم از آنجا هستند و آقا- همه، همهشان را حفظ كند. موفق باشند. ما خدمتگزار همه آقايان هستيم. خداوند به همهشان سلامتى عنايت كند.