صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦١ - تز «اسلام منهاى روحانيت» شعار مخالفان اسلام
روحانى با توطئه مخالف است، نه با آزادى
اين همه تبليغاتى كه مىكنند اهل قلم- نمىدانم- اهل بيان، تبليغاتى كه مىكنند كه ما از آن ديكتاتورى فارغ شديم، ديكتاتورى عمامه و كفش آمده است، اينها ضد اسلامند. مىدانند كه آخوند ديكتاتور نيست، آخوند مىخواهد مردم آزاد باشند، آخوند مىخواهد استقلال باشد، آخوند با توطئه مخالف است نه با آزادى. اينها مىخواهند كه روحانيت را كنار بگذارند. مملكت را يك مملكت- آنهايى كه حسن نيت دارند، حسن نيت به اين معنا كه نيتشان اين است كه رژيم سابق نه و خارجيها هم نه؛ اما چه؟ اما اسلام هم نه! اينها- آنهايى كه به خيال خودشان حسن نيت دارند، نه رژيم سابق را مىخواهند- با او دشمنند- و نه اجانب را مىخواهند، با آنها هم دشمنند و نه اسلام و آخوند را؛ اسلام و هر چه وابسته به اسلام است. آخوند يعنى اسلام. روحانيين با اسلام درهم مُدغَمند. آنكه به روحانيين به طور كلى، نه با يك آخوند، نه با من، هر كس- به من هر چه هم بگويند مانعى ندارد آنكه با عنوان روحانى و آخوند مخالف است، اين دشمن شماست. اين آزادى را براى شما ممكن است تأمين كند، استقلال را هم براى شما ممكن است تأمين كند، اما استقلالى كه تو [ى] آن امام زمان نيست، آزادى كه تو [ى] آن قرآن نيست، آزادى كه در آن پيغمبر اسلام نيست. ملت ما اين را مىخواهد؟ خونش را داد براى اين؟ براى آزادى داد؟ براى خدا داد. ملت ما تبع حضرت سيد الشهداء شد. او خونش را براى كى داد؟ حكومت مىخواست؟ استقلال مىخواست؟ آزادى مىخواست؟ او خدا را مىخواست، او اسلام را مىخواست، او مىخواست كه اسلام در خارج تحقق پيدا بكند. روحانى اسلام را مىخواهد، روحانى اسلام در پناه اسلام را مىخواهد، و آزادى در پناه اسلام را مىخواهد.
تز «اسلام منهاى روحانيت» شعار مخالفان اسلام
اين برنامه كوتاه مدت؛ كه شما بشناسيد اشخاصى كه مسيرشان مسير خداست، مسير اسلام است، مسير امام زمان است. راه شناختن اين معناست. اگر گفتند «جمهورى