صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٩ - گريز از مسئوليت مخالف روحيه اسلام و انقلاب
گريز از مسئوليت مخالف روحيه اسلام و انقلاب
در هر صورت، بايد با همين رئيس ستاد و با رئيس ژاندارمرى و اينها تفاهم كنيد و مسائل را آن طور كه مىخواهيد به آنها پيشنهاد بكنيد كه حل بشود. كنار رفتن در يك موقعى كه مملكت احتياج دارد، اين مخالف روح سربازى است. روح سربازى اين است كه آن روزى كه مملكت محتاج است بايد بيايد جلو. من هم- كه يك سربازم- همين طور است، شما هم كه يك سربازيد همين طور است، آقايان هم همين طور. اگر بنا باشد يكوقتى كه انقلابى پيدا شد، آقا بروند توى خانهشان بنشينند و مشغول مطالعه بشوند، من هم بروم توى خانهام بنشينم و مشغول كار خودم بشوم، و شما هم برويد كنار، هر كسى كنار برود، اين هم با روحيه انقلاب مخالف است، هم مخالف اسلام است، و هم مخالف روح سربازى است كه در همه ما بايد باشد.
در هر صورت، حل قضايا به اين نيست كه شما بگوييد كه من ديگر نمىروم. براى اينكه اگر شما نرويد آنجا اصلاح مىشود؟ نه، بدتر مىشود. حل قضايا اين است كه تا آن حدودى كه امكان براى شما هست خدمت بكنيد. آن حدودى كه امكان برايتان نيست، خوب معذوريد. مثل همه عالم كه تا حدودى كه امكان دارد براى انسان خدمت بكند. اين مشكلات را هم- خوب- بايد با اينها صحبت كرد و حل كرد. ژاندارمرى مىخواهد تقويت بشود؛ لشكر مىخواهد تقويت بشود- عرض بكنم كه- پادگانها هم تقويت بشوند. اينها هم كه من خواستمشان، اينها قول دادند كه اين كار انجام بگيرد. منتها از من خواستهاند كه آنها را تقويت روحى بكنم در يك اعلام، كه بنا دارم بكنم.
در هر صورت، آن طورى كه قبل از اينكه آقايان بيايند به من اطلاع دادند كه آقايان گفتهاند كه ايشان [ظهيرنژاد] يك فردى است كه به درد مىخورد، لايق است و ايشان نبايد كنار برود. نبايد اشخاصى كه از آنها كار مىآيد بگويند كه ما حالا كه يك قدرى مثلًا چطور است، ما مىرويم كنار! خوب مىرويد كنار، مملكت خودتان را مىگذاريد و مىرويد كنار!؟ خوب، نمىشود ... [تا وقتى] كه جاى اين است كه بايد خدمت بكنيد، از خدمت كنار برويد، اين با روحِ سربازى مخالف است. بايد آنجاهايى كه احتياج دارد