صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٢ - با شكست انقلاب، ايران ديگر روى خوش نمىبيند
هم بايد جور بشوند. اين دو طايفه، كه هر دو از منوَّر الفكرها هستند لكن مع الأسف شما خيال مىكنيد كه آنها فناتيك [١] هستند، آنها هم خيال مىكنند شما بىدين هستيد- خيال مىكردند- حالا نيست اين طور ديگر، اين دو طايفه با هم مجتمع بشوند، رشد داشته باشند، رشد سياسى داشته باشند، بفهمند كه از غير دارند هدايت مىشوند، از اجانب دارند هدايت مىشوند به اينكه «آن طايفه را كنار بگذار، اسلام منهاى آخوند»، بفهمند كه اين مسأله چيزى است كه از خارج دارد انجام مىگيرد، اغفال مىكنند شما را، از آن طرف هم آن طايفه بفهمند از اينكه دانشگاهى يك عضو مؤثرى است كه ما فردا همه چيزمان دست اينهاست، اگر ايران بخواهد يك سعادتى پيدا كند با دست اينها سعادت پيدا مىكند، اگر خرابى هم پيدا كند به دست اينها خرابى پيدا مىكند، اين دو قشر با هم متحد بشوند. توجه داشته باشند كه مبادا در اين هياهويى كه گاهى ايجاد مىشود ايجاد اختلاف بشود. در اين مسائلى كه پيش مىآيد مبادا يكوقت يك دستى باشد كه بخواهد شماها را از هم جدا بكند. همه با هم باشيد، همه با هم همكار باشيد، همه اين نهضت را پيش ببريد.
با شكست انقلاب، ايران ديگر روى خوش نمىبيند
خدا مىداند كه اگر اين نهضت شكست بخورد، تا آخر ديگر ايران روى خوش به خودش نمىبيند. همه مسئول هستيد. منِ طلبه با شماى دانشگاهى فرق نداريم؛ هر دو مسئول هستيم. نه شما بايد به عهده من بگذاريد نه من به عهده شما. من به اندازه خودم كار مىكنم، شما به اندازه خودتان كار بكنيد. و همه توجه به اين نكته داشته باشيد كه ما الآن مسائل اساسىمان مانده است؛ دنبال اين مسائل اساسى بايد برويم؛ مسائل فرعى را بعد طرح بكنيم، در سايه مسائل اساسى بايد طرح بكنيم. الآن جزء برنامههايتان مسائل فرعى را قرار ندهيد. الآن مسائل اصلىتان را توجه بكنيد و اين نهضت را پيش ببريد تا يك حكومت مستقرى ما پيدا بكنيم؛ يك حكومتى كه ان شاء اللَّه اين ريشههاى
[١] عقبگرا، متعصب.