صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣١ - اسارت به نام آزادى
مستمند را به نوايى برسانند؛ بلكه مقصد اين بود كه ايران را بازارى كنند براى امريكا؛ و كشاورزى ايران را تباه كنند تا ايران محتاج بشود به امريكا در همه چيز، كه الآن باز اين احتياج به خارج هست. صحبت از «اصلاحات ارضى» بود، لكن فهميديم كه به فساد كشيدند مملكت را.
اسارت به نام آزادى
يا مثلًا آزادى براى قشرها، براى زنها، براى مردها. «آزادزنان، آزادمردان»! ما و شما همه ديديد كه در زمان اين پدر و پسر آن اختناقى بود كه شايد در طول تاريخ ايران سابقه نداشت. نه مرد آزاد بود، و نه زن. همه در اختناق بودند؛ همه در رنج بودند. يك روز جشنها بر پا مىشد كه ما كاپيتولاسيون را لغو كرديم!- زمان رضا خان- يك روز حرفها زده مىشد و در روزنامهها، در نطقها، براى اينكه مملكت پيش رفته است؛ يكوقتى همان معنا را باز برقرار مىكردند و مصونيت مىدادند به امريكايىها! [١] اين تابع اين بود كه قدرتمند چه بكند. هر چه آن قشر قدرتمند يك كارى مىكرد، ديگران دنبال او هياهو مىكردند؛ در مجلسِ دست نشانده هياهو مىشد و مداحى مىشد.
از جمله چيزهايى كه در زمان رضا خان به تبع آتاترك [٢] انجام گرفت، يكى اتحاد شكل بود؛ و يكى كشف حجاب. آن وقت اين اتحاد شكل و اين كشف حجاب را در بوق و سرنا، بلندگوهاى آنها چه تعريفهايى كردند، چه مداحيهايى كردند؛ از آخوند، كه مخالف با اين مسائل بود، چه تكذيبهايى كردند؛ چه شعرهايى گفتند. شايد شعرهايش را بعضىاش را شنيده باشيد. چه شعرهاى هجوى مىگفتند، كه گفتنى نيست. بعد ديديم كه قضيه كشف حجاب، قضيهاى نبود كه اينها بخواهند براى خانمها خدمت بكنند، اينها مىخواستند كه اين طبقه [را] هم با زور و با فشار نابود كنند. آن مآثرى كه اينها دارند، آن خدمتهايى كه اين قشر مىتوانند به ملت بكنند، آن خدمتهاى ارزندهاى كه بانوان ما
[١] اشاره به احياى رژيم كاپيتولاسيون و مصونيت سياسى امريكايىها در ايران در سال ١٣٤٣ ه. ش.
[٢] مصطفى كمال آتاترك (رئيس جمهور تركيه)، وى پايه گذار مكتب لائيك بود كه در سال ١٣٠٢ ه. ش. در تركيه به قدرت رسيد.