صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠ - فرصت طلبيهاى اخلالگرانه
مىكنم- ظلم به اين ملت كردند، اينها مىخواهند يك فعاليتى بكنند و هواى ملت را دارند؟! و اشتياق دارند به اينكه اين ملت يك حال صحيحى پيدا بكند؟! يك وضع سامان دارى پيدا بكند؟! اگر اين طور است مگر كشاورزى مخالف با مصالح ملت است كه اينها افتادهاند در بين اين كشاورزها و همه را دارند مانع مىشوند؟! مىآييم سراغ كارخانهها؛ كارخانهها اگر راه بيفتند اين بر خلاف مصلحت مملكت ماست؟! بر خلاف مصلحت ملت ماست ...؟! چرا [راه] مىافتند در بين اين كارخانه دارها تبليغات سوء مىكنند و نمىگذارند كه راه بيفتد.
فرصت طلبيهاى اخلالگرانه
همه اين مسائل به ما اين مطلب را نشان مىدهد كه يك عدهاى مأمورند از طرف خارجيها- و من بيشتر احتمال مىدهم امريكا باشد- مأمورند از طرف اينها كه نگذارند ايران سالم باشد، نگذارند آرام باشد. اين مأموريت را اگر بتوانند در كارخانهها انجام مىدهند، اگر بتوانند، در كشاورزى انجام مىدهند، بتوانند در دانشگاهها و در [بين] اينها، كه يك مردم سادهاى هستند و لو تحصيل كردهاند و مشغول تحصيلند لكن جوانند زود تحت تأثير واقع مىشوند، چهار تا كلمه- عرض مىكنم- چيزى كه به آنها مىگويند، زرق و برق دارى كه مىگويند، بازى مىخورند و الّا نه اينكه آنها [١] سوء نيت داشته باشند. اينها [راه] مىافتند و زن و بچه و بچهها و بزرگها و زنها و مردها را بسيج مىكنند براى يك امرى كه اين امر را خود آنها با ريشهاش مخالفند.
خود آنها با آقاى طالقانى مخالفند. هر روزى كه دستشان برسد سَرِ او را مىبُرند و سر امثال او را! لكن حالا بهانه دستشان افتاده است كه مثلًا آقاى طالقانى رفتهاند بيرون! اين بهانه دستشان افتاده، و آن بساط را در مدرسههاى ما و در خيابانهاى ما اينها درست كردند، و براى كميتهها شروع كردند تبليغات سوء كردن. اينها يك دستهاى هستند كه
[١] دانشجويان و دانشآموزان.