صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٦ - همت، كار، شكيبايى
داشتند و از ساير چيزها غفلت كرده بودند؛ آن يك توجه اينكه بايد اين سلسله برود، كه خائن است، و بايد يك حكومت اسلامى پيدا بشود. همان طور كه قبل از اينكه ما اين سد بزرگ را بشكنيم- در حالى كه توجه داشتيم به شكستن اين سد- از كارها و از حالات خودمان غافل بوديم، كه مثلًا من فلان حاجت را دارم، غافل بوديم؛ و اين غفلت و توجه به مقصد پيشبرد كرد. همين طور حالا هم بايد اين چيزها [رعايت بشود]؛ چون ما بين راه هستيم، [هنوز] نرسيديم به مقصد، ما راه داريم، طولانى است راه.
مقدرات كشور در دست مردم
بايد باز ملت اين حال آمادهباش را كه داشته است، و حال تحركى كه داشته است- اين را- حفظش بكند؛ و از اين چيزهايى كه دستهاى اجانب و ناپاك بين مردم منتشر مىكنند اعتنا نكند به اينها. و اينهايى كه مىآيند و نمىگذارند كارها انجام بگيرد، از ايشان جلوگيرى بشود؛ تا اينكه اين نهضت به آخر برسد. نهضت بين راهى- اين- مثمر ثمر نيست؛ نهضت به آخر برسد، يك دولت مستقر پيدا بشود، يك مجلس شوراى ملى- نه به آن معنايى كه در زمانهاى سابق پيدا مىشد كه مردم بىاطلاع بودند- يك مجلسى كه به نظر خود مردم باشد، مردم خودشان نظر داشته باشند، مقدرات دست خود مردم باشد، اينها تحقق پيدا بكند؛ آن وقت مردم بروند سراغ اينكه ما فقير هستيم.
همت، كار، شكيبايى
خيليها مىآيند- مثلًا يك جمعيتهايى- كه در ناحيه ما فقر است و- نمىدانم- هيچ يك از آثار تمدن نيست و مريضخانه نداريم و اسفالت نداريم و آب نداريم؛ و از اين مسائل. من گفتم به بعضيها، كه خوب، اين حالا پيدا شده است، يا از اول بوده است؟ معلوم است كه اين هميشه بوده، اين قبلًا بوده. چيزى كه از اول بوده است، به مجرد اينكه آنهايى كه خراب كردند، يا عمل نكردند رفتند، يكدفعه بايد درست بشود؟ اينكه امكان ندارد. خوب، حالا ما يك كارى كرديم كه اينها رفتند؛ فرض كنيد كه ما ديگر عُرضه اينكه كار ديگر انجام بدهيم نداريم؛ حالا دست خودتان است، خودتان درست كنيد.