صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٢ - بانگ بيدارباش
اسلام نبايد زجرش بكند. محاكمهاش مىكنند، جانى هست مىكشندش. ما يك آدم بَرى [١] را، اسلام يك آدم بَرى را نمىكشد. يك آن حبس قائل نيست اسلام براى كسى كه گناه ندارد؛ يك ساعت حبس قائل نيست. آنها هم كه گناهكارند، يك فحش نبايد به آنها بدهند؛ يك سيلى نبايد به آنها بزنند.
ايستادگى ملت ايران در برابر امريكا
تبليغات الآن زياد است در خارج. در روزنامههايشان، در مجلههايشان نوشتهاند كه خمينى همه زنها را گفته است سينههايشان را ببرند! اين فقط سه مورد اتفاق افتاد، بعد مردم مخالفت كردند! اين تبليغات. البته آنكه خمينى را مخالف با منافع خودش مىداند بايد او را خردش كند در خارج. اين حرفها را مىزنند. حالا فرض كنيد من هم خرد بشوم، ديگران هستند. همچو نيست كه ملت ايران حالا احتياج به خمينى داشته باشد. احتياج به هيچ كس ندارد. خودش است. خودش الآن ايستاده قائم است خودش، بيخود آنها خيال مىكنند كه اگر ما هم از بين برويم، بكشند يا منحط كنند، مسأله خوابيده است و دوباره آنها برمىگردند و نفت ما را مىبرند و همه خزائن ما را غارت مىكنند. نخير، ديگر گذشته است اين مطلب. نمىتوانند اين كار را بكنند. هر جا هر [صنف] هم كه در اين ايران هستش، الآن ايستاده مقابل اينها. دانشگاهى ايستاده؛ روحانى ايستاده، بازارى ايستاده؛ كاسب ايستاده- عرض مىكنم كه- دهقان ايستاده؛ كارگر هم ايستاده. اگر حال يك اختلافى هم بين اينها پيدا بشود، همين از شيطنت اين قشرى است كه منفعتش از دست رفته است.
بانگ بيدارباش
و من حالا به شما آقايان عرض مىكنم كه الآن تكليف براى ما زيادتر است تا تكليف سابق، سابق تكليف اين بود كه همه بزنيم اين سد را بشكنيم. تكليف حالا اين است كه اين قشرهايى كه با شيطنت [...] حالا يكوقت با سر نيزه آمده بودند، سرنيزه را مردم
[١] بيگناه.