صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٢ - مطهرى چه كرده بود؟!
حقوق يك ملت را به باد فنا بدهند- اينها را- ما اگر پيدايشان بكنيم، البته به جزا مىرسانيم؛ و ان شاء اللَّه پيدايشان مىكنيم.
مطهرى چه كرده بود؟!
اينهايى كه مثل آقاى مطهرى، كه اذيتش به يك مور نرسيده است- من قريب بيست سال اين مرد را مىشناسم- يك آدم به آن سالمى، يك آدم به آن ادب، به آن انسانيت، اين را محكوم به قتلش مىكنند. چرا؟ چه كرد آقاى مطهرى؟ كى را كشته است؟ چه كرده؟ اين بشر نيست؟! اين انسان فيلسوف، عالم، فقيه، اين بشر نيست؟! اين بشر را اين طور مىكشند بدون اينكه يك جرمى داشته باشد. جرم آقاى مطهرى چه بود؟ چه كرده بود؟ جرم «قرنى [١]» چه بود؟ آخر چه جرمى كرده بودند كه مستحق قتل بودند؟ حالا هم ليست دارند براى كشتن يك عدهاى. خيال مىكنند كه با كشتن آقاى مطهرى، يا با كشتن امثال آقاى مطهرى، اين نهضت خاموش مىشود و دوباره حقوق ملت ما پايمال مىشود، و دوباره خوب، راجع به آقاى مطهرى اين حقوق بشريها يك كلمه ننوشتهاند، نگفتهاند؛ ما كه نشنيدهايم كه بگويند. اين بشر نيست؟! اعتراض نكردند، نگفتند، محكوم نكردند آن كسى را كه كشته است.
حالا نمىشناسندش آقا! خوب، آن طايفهاى كه اين كار را كردهاند چرا محكوم نكردهاند؟ حالا اگر ما قاتل آقاى مطهرى را پيدا بكنيم و او را مجازات بدهيم، قصاص بكنيم، آن وقت صدايشان درمىآيد كه خشونت است! اين خشونت نيست كه بدون جهت [آدمى را بكشند؟] آخر، يكوقت يك آدمى بود كه كارى كرده بود؛ جز تعليم و تعلم اين مرد كارى نداشت. يك آدمى كه من قريب به بيست سال او را مىشناسم و مطلع از وضع و حال او هستم و مىدانم كه اذيت به كسى نكرده، يك آدمى كه زحمت براى اين ملت كشيده است، يك آدمى كه كتابنويس بوده، يك آدمى كه فيلسوف و متفكر بوده، مستحق قتل است، [كه] او را كشتند؟ اين
[١] شهيد ولى اللَّه قرنى، نخستين رئيس ستاد ارتش پس از پيروزى انقلاب اسلامى.