صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٥ - حكومت اسلامى و حكومتهاى طاغوت
جانسون [١] آن مرد كه ايستاده بود و عينكش را هم اين طور چشمش را از اين ور گردانده بود، اين هم مثل يك بچه ايستاده بود جلو ميز او. جانسون اين طرف ايستاده بود، و او مقابل ميز او، مثل يك فراش! من اين قدر ناراحت شدم از اينكه وضع ما اين طور شده، كه اين شخص- كه رئيس قوم است- در مقابل او رفته اين طور! آن وقت وقتى مىآمد، در مقابل شما چه مىكرد؟ عكس آن بود ديگر! آنجا حكومت اسلام اين طور بود كه بين خودشان ... رفاقت و دوستى و وقتى در مقابل غير مىايستادند، آن طور شدت؛ لكن حكومتهاى غير اسلامى اين طور نيستند. مىبينند احتياج چقدر دارند! آنكه مىبيند كه حالا به او محتاج است، پهلويش مىرود! شاه يك مملكت است؛ لكن مثل يك فرّاش پيش او مىرود! من عكسش را خودم ديدم. مثل يك فرّاش ايستاده بود! او وقتى كه مىآمد توى مملكت خودش و بين مردمى كه به اصطلاح رعيت خودند، بين سربازهاى خودش، آن طور شدت مىورزيد. اين عكسِ آنى كه آنها بودند. اين، شدت را در بين خود، قشر زيردست خودش، مىكرد، و در مقابل آنها خاضع بود. اما به حسب منطق قرآن أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ [٢]؛ بر كفار شديد، بين خودشان رحيم و دوست.
حكومت اسلامى و حكومتهاى طاغوت
اين، يكى از فرقهايى است بين حكومتهاى اسلامى و حكومتهاى غير اسلامى است. اين طور نبوده كه وقتى وارد بشود يك كسى در محيط حكومت اسلامى، وحشت بَرَش دارد! اگر يك كسى مىخواست آن وقت وارد بشود در يك حكومتى، در يك وزارتخانهاى، خير، در يك كلانترى وقتى وارد مىخواست بشود، وحشت داشت از اينكه چه خواهد شد؟!
در حكومت اسلامى وقتى كه پيش نخست وزيرش بروند، پيش رئيسش هم بروند،
[١] ليندون جانسون، رئيس جمهورى ايالات متحده امريكا.
[٢] بخشى از آيه ٢٩ سوره فتح.