صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٥ - در راه پاكسازى و نوسازى
به اوضاع مملكت، و خرابيهايى كه در طول اقلًا پنجاه و چند سال در اين زمان- سابقش هم بود- خرابيهايى كه براى كشور حاصل شده است، چه از ناحيه فرهنگ، چه از ناحيه اقتصاد، از نواحى ديگر، حاصل شده است، بايد آنها را بعد از پيروزى تام و كامل- آنها را- منقلب كرد و اصلاح كرد؛ و اين امرى است كه بايد با دست همه [انجام گيرد] نه تنها دولت مىتواند، و نه تنها روحانيت مىتواند، و نه تنها ساير اقشار؛ چنانچه در پيشبرد، تا كنون اگر يك قشرى از اقشار مىخواست نهضتى ايجاد كند- خودش و خودش برود دنبال اين كارها- هيچ امكان نداشت. اين وقتى امكان پيدا كرد، و يك امر محال- به نظر اشخاص مادى- تحقق پيدا كرد [كه] با معنويت و اسلام حاصل شد.
در راه پاكسازى و نوسازى
بايد اين كارهايى كه بعد مىخواهد بشود، كارهايى كه بعد از اين بايد تحقق پيدا بكند، چه اين پاكسازى از اين قشرهاى گنديدهاى كه الآن بين مردم مجتمعند، بين مردم منتشرند، و مىخواهند نگذارند اين نهضت به ثمر برسد، و چه بعد از اين پاكسازى، براى نوسازى مملكت- كه خراب كردهاند [و] حالا بايد آباد بشود- اينها با لفظ درست نمىشود؛ اينها عمل مىخواهد چنانچه تا حالا كه آمدهايم، با عمل آمدهايم؛ با لفظ، هر چه لفظ هم بود فايده نداشت.
بايد همه ما همان طورى كه تا حالا شما جوانها و مرد و زن، همه با هم حركت كردند و اين سد را شكستند، به حركت خودشان ادامه بدهند. سست نشوند، حالا برنگردند سراغ اينكه من مثلًا فلان حاجت را دارم.
الآن ما بازنرسيديم به آنجايى كه حاجات را بتوانيم برآوريم. همان طورى كه قبل از اينكه اين سد را- سد بزرگى كه جلو ملت ما ايستاده بود- مىخواستيم بشكنيم، چطور در آن وقتى كه همه توجه به اين داشتيم كه اين سلسله بايد برود، هيچ ديگر توجه به اين نبود كه من حالا مثلًا زندگىام چطور است، خانه دارم يا ندارم؛ اين حرفها اصلًا مطرح نبود؛ اگر آن وقت هم اين حرفها مطرح بود، پيشرفت نمىشد. آن وقت مردم همه يك توجه