صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٢ - جلوگيرى از رشد مملكت با فساد و انحرافات
عهده دار آن هستند، از دستشان گرفته بشود؛ و نگذارند اينها آن خدمت اصيلى كه بايد بكنند و آن تربيت بچهها، كه بعدها مقدرات مملكت به دست آنهاست، اينها نگذارند كه اين خدمت انجام بگيرد؛ مبادا بچهها در دامن اينها تقوا پيدا بكنند؛ در دامن اينها تربيت اسلامى بشوند؛ تربيت ملى بشوند؛ و بعد در دبستانها كه آمدند و بعد در دبيرستانها كه رفتند، نتوانند آنها با تبليغاتى كه آنجا مىكنند و استادهايى كه از خودشان آنجا مىگذارند و مبلغينى كه در آنجا دارند نتوانند اينها را برگردانند.
جلوگيرى از رشد مملكت با فساد و انحرافات
از اين جهت، نقشه اين بود كه اين بانوان را از آن مقام اصيل بزرگى كه دارند كنار بزنند، و به خيال خودشان نيمى از اين جمعيت ايران را آزاد كنند! ديديد كه چه جور «آزاد» كردند. من ديدم كه- شماها شايد اكثراً يادتان نباشد- من ديدم كه چه كردند با اين بانوان محترم ايران؛ چه فشارها آوردند؛ با سرنيزهها اين كار بيجا را انجام دادند. و بعد هم خواستند نتيجه بگيرند كه كار اصيل را از دست اينها بگيرند [تا] تربيت اولاد را اينها نتوانند بكنند.
اينها اگر وارد بشوند در شغلهاى مثلًا ديگر، شغلهاى غير اساسى، نمىتوانند به طور اصالت رفتار كنند. البته شغل براى زن، شغل صحيح براى زن، هيچ مانعى ندارد؛ لكن نه آن طورى كه آنها مىخواستند. آنها نظرشان به اين نبود كه زن يك اشتغالى پيدا بكند. نظرشان به اين بود كه زن را مثل مردها هم، زنها را و مردها را، از آن مقامى كه دارند منحط كنند، نگذارند يك رشد طبيعى از براى قشر زن پيدا بشود؛ يا يك رشد طبيعى از براى قشر مرد. نگذارند بچههاى ما تربيت صحيح بشوند. و لهذا از آن اول جلويش را گرفتند. دامن بانوان كه مركز تربيت اطفال است بسيارىاش از اين [موهبت] محروم شد. بعد در دبستانها بچهها رفتند، آنجا هم با تبليغات سوئى، با كتابهاى منحرفى، آنها را منحرف كردند. بعد در دانشگاه كه رفتند، عمال خود آنها نگذاشتند رشد صحيح بكنند. نگذاشتند دانشمندان صحيح تربيت بشود. اشخاص ملى صحيح، اشخاص اسلامى