صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٤ - پيروزى در سايه يارى مستضعفان
نمىسازد؛ براى اين زاغهنشينهاى اطراف تهران يا اطراف شهرستانهاى ديگر، براى آن كارگرهايى كه خانه ندارند و بيچارهاند؛ خانهسازى براى اينهاست- عوض اينكه اينها هم بيايند كمك كنند، بيايند اينها هم تبليغ كنند، كمك كنند، همراهى كنند كه اين بيچارهها به خانه برسند، و نمىگذارند اين كار انجام بشود. البته مىخواهند نگذارند؛ ولى غلط مىكنند! اين كار انجام مىگيرد. اما من مىخواهم معرفىشان بكنم. شما هم از آنها بپرسيد كه آقايان كه آمدهايد توى اين كارخانهها و به اين كارگر مىگوييد كار نكن. پول مىدهى كه كار نكن،- مىگويند پول هم مىدهند كه كار نكنند!- اين پول كه از جيب تو نيست!، اين پول از همانى است كه از امريكا آمده يا از شوروى آمده است. اين پول از آنهاست كه به جيب تو كردند؛ كه به جيب اينها مىكنى! تو كه پول ندارى. تو براى پول دارى مىدوى! تو كه پول ندارى؛ اگر پول داشتى كه اين كارها را نمىكردى. اين پولى است كه آنها مىدهند، كه شما نگذاريد اين كارخانهها كار بكنند، نگذاريد اين مسكينها خانه پيدا بكنند؛ تا صدا بلند بشود؛ تا انقلاب بشود؛ تا ما دوباره بياييم و همه نفتهاى شما را ببريم و همه جواهراتتان را ببريم و همه معادن زيرزمينىتان را ببريم و جنگلهايتان را ببريم و مراتعتان را ببريم، و همه چيزتان را ببريم.
پيروزى در سايه يارى مستضعفان
اينها خائنند! اينها بدتر از آن خائنهايى هستند كه آدم كشتند؛ اينها دارند حيثيت اين ملت را از بين مىبرند. لكن اگر اين حس انسانيت، اين حس معاونت در شماها موجود باشد كه براى اين ضعفا دلسوز باشيد، و ملاحظه بكنيد آن روزى كه توى خانهتان راحت نشستهايد ملاحظه بكنيد كه آن مردى كه با هفت- هشت نفر بچه توى اين زاغه نشسته، در سرماى زمستان به اين چه مىگذرد، در گرماى تابستان به اين چه مىگذرد؛ يك خردهاى فكر اين معنا را بكنيد؛ و براى اينها و براى خداى تبارك و تعالى- رضاى خداى تبارك و تعالى- براى اينها تخفيف بدهيد؛ براى اينها زحمت بكشيد؛ ان شاء اللَّه با حفظ اين انسانيت و تعاون پيش مىبريد؛ پيروز مىشويد.