صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٦ - بزرگترين خيانتها
اينها را بردند در آن كشتى كه برايش مهيا كرده بودند كه برود. در آن كشتى گذاشتند، و بين راه، آن طورى كه يكى از صاحبمنصبهايى كه همراه بوده است نقل كرده بود براى يكى از علما، و او براى من نقل كرد، گفته بود كه آن چمدانها را با رضا شاه در كشتى گذاشتند و راه انداختند. وسط دريا يك كشتى ديگرى كه مخصوص حمل دوابّ بود، مخصوص حمل حيوانات بود، آوردند متصل كردند به اين كشتى، و به رضا خان گفتند بيا اينجا! رفت آنجا- البته مخصوص حمل دوابّ بود، و خوب هم حمل كردند!- گفته بود كه چمدانها؟! گفته بودند كه بعد مىآيد! خودش را بردند به آن جزيره، و چمدانهاى اين ملت را و ذخاير اين ملت را انگليسها بردند. عين همين مطلب در زمان ما- يعنى آن هم زمان ما بود، لكن در اين زمان كه همهتان يادتان هست- اين تحقق پيدا كرد؛ كه اينها وقتى كه مأيوس شدند از اينكه ديگر نمىتوانند مستقر باشند در اينجا، پولهاى اين ملت را از بانكهاى اينجا- مبالغى بسيار هنگفت، حيرتانگيز- هر يك از اينها قرض كردند، و همان جواهرات و چيزهايى كه بايد ببرند- آن قدرى كه مىتوانستند- از اينجا بردند، و بانكهاى خارجى، مثل بانك سوئيس و مثل امريكا و ديگر بانكها [انباشتند] از ذخاير ما و از پولهاى ما، به اسم اينها يا به اسم خود او، كه بيشتر از همه، و يا به اسم اتباع و عشيره او در آن بانكها هست. و همه مال ملت است. اينها ملت را غارت كردند و رفتند.
بزرگترين خيانتها
رفتهاند، و بدتر- چيزى كه- خيانتى كه اينها كردند، و به تعليم اجانب كردند، اين بود كه ماها را از هم جدا كردند. روحانيت را از دانشگاه جدا كردند. دانشگاه را در نظر روحانيت يك مبدأ فساد، مبدأ كارهاى زشت قلمداد كردند. روحانيت را در پيش آنها دربارى و عقب افتاده و اينها، قلمداد كردند. ملت را پيش آنها به غير آن طورى كه هست معرفى كردند. ايجاد دشمنى كردند بين برادرها. يعنى دشمنى ايجاد كردند- تا آن قدرى كه مىتوانستند- ما بين روحانيون و فرهنگى و دانشگاهى و اينها، و دشمنى ما بين ارتشيها و ملت. ملت از ارتش مىترسيد، ارتش با ملت يك جور ديگرى خيال مىكرد بايد رفتار