صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٣ - دوران حساس انقلاب
بيرون [...].
پيروزى در سايه اسلام
آنكه رمز بود اين بود كه همه با هم بودند، و همه هم فريادشان اين بود كه ما اين رژيم فاسد را نمىخواهيم و ما يك جمهورى اسلامى مىخواهيم. اين اسباب اين شد كه ما آن مطلبى را كه دنيا ممتنع مىدانست، كه «هيچ» بر همه چيز غلبه پيدا بكند- البته روى حسابهاى مادىگرى- ملت ايران روى حساب معنويت و توجه به خداى تبارك و تعالى و ايمان پيش برد و اين قدرتهاى شيطانى را كه پشت سرش هم قدرت ابرقدرتها بود شكست؛ به طورى كه نتوانستند آنهايى كه مىخواستند اين مرد را نگه دارند، نتوانستند نگه دارند. كوشش كردند، تهديد كردند. ما كه در پاريس بوديم تماس مىگرفتند با ما از طرف امريكا كه- ابتداءً- به اينكه ما پشتيبان هستيم، چه و چه؛ بعد هم- به اينكه «شما يك قدرى صبر كن، حالا زود است، حالا نرويد، حالا زود است»! ... با هيچ ما غلبه كرديم بر همه چيز و اين براى همين نكته بود كه ما همه با هم بوديم؛ از مركز تا آخِرْ بَلَدى كه در ايران بود- ده و شهر و قصبه و بزرگ و كوچك و همه اقشار- در همه جا با هم اتحاد پيدا كردند و اين نبود جز در سايه اسلام. هيچ چيز ديگر نمىتوانست اين طور قدرت داشته باشد كه همه را با هم توافق بدهد. آن چيزى كه شما را در اين ميدان پيروز كرد همين بود.
دوران حساس انقلاب
و [البته] ما الآن به پيروزى نهايى نرسيديم. به نظر من امروز ايران حساسيتش بيشتر از آن روزى است كه هجوم مىكرديم و مردم را بسيج مىكرديم براى مبارزه؛ براى اينكه آن وقت همه توجهشان به اين بود كه اين سد را بشكنند؛ اين سد بزرگى كه مانع از پيشرفت ما بود، همه نظرشان به اين بود كه اين سد را بشكنند، توجه به مسائل خودشان نداشتند، همه توجه به اين داشتند كه اين سد بايد شكسته بشود- همه با هم- بدون اينكه ملتفت اين باشند كه امروز مثلًا ناهار خوردند يا نه، قرض دارند يا نه- عرض كنم- سفته در كجا دارند يا نه! هيچ اين توجه نبود در كار. همه با هم فشار آوردند و اين سد بزرگ را