صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٧ - خون در راه اسلام
واژگونى رژيم شاه در راه اسلام
اينها مىخواهند شما را بكشانند به آن مطالبى كه بر خلاف اسلام است. بر فرض اينكه مخالف با رژيم سابق هم باشند- و بسيارىشان هستند- لكن ما فقط مطلبمان اين نبود كه رژيم سابق از بين برود؛ ... مطلبِ مسلمان اين نيست كه فلان طايفه از بين بروند. از باب اينكه رژيم مانع بود از اينكه اسلام در خارج تحقق پيدا بكند، احكام اسلام تحقق پيدا بكند، به قرآن عمل بشود، از اين جهت ما با رژيم مخالفت كرديم. اگر رژيم هم احكام اسلام را به آن عمل مىكرد، همانى كه ما مىگفتيم او هم مىگفت، كه با او دعوا نداشتيم ...
! اين خونها ريخته شده است نه براى اينكه رژيم از بين برود، براى اينكه اسلام تحقق پيدا كند. مقصود [از] رفتن رژيمهاى فاسد، مقصود [از] قطع ايادى دشمنها اين است كه ايران بشود يك مملكت اسلامى؛ حكومت اسلامى باشد، برنامهها برنامههاى اسلامى باشند. اگر بنا باشد كه حكومت و رژيم سابق از بين رفت لكن يك رژيم غير اسلامى ديگرى آمد، خونهاى بچهها و جوانهاى ما هدر رفت. ما زحمت كشيديم و اين سد را از بين برديم، و ديگران آمدند و همان مطالب سابق و همان حرفهاى غير اسلامى را در خارج تحقق دادند به آن!
خون در راه اسلام
برنامه ملت ما- آن هم برنامه قليل المدت- اين است كه دشمن را شناختند و از ميدان رد كردند؛ حالا هم بشناسند دشمن را و از ميدان ردش كنند. دشمن ما فقط محمد رضا خان نبود؛ هر كس كه مسيرش مسير اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم مىخواهد باشد. هر كس جمهورى را بخواهد دشمن ماست، براى اينكه دشمن اسلام است. هر كس پهلوى جمهورى اسلامى «دمكراتيك» بگذارد اين دشمن ماست، هر كس «جمهورى دمكراتيك» بگويد، اين دشمن ماست، براى اينكه اين اسلام را نمىخواهد. ما اسلام را مىخواهيم. ما اين همه فداكارى كرديم، جوانهاى ما اين همه در مبارزات وارد شدند و زحمت كشيدند و رنج كشيدند و خون دادند، براى اين بود كه اسلام را