صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٤ - قحط الرجال در ايران
طورى كه اگر يك بچه خوب تربيت كنيد ممكن است كه سعادت يك ملت را همان يك بچه تأمين كند، اگر يك بچه بد هم- خداى نخواسته- در دامن شما بزرگ بشود، ممكن است كه يك فساد در جامعه پيدا بشود. گمان نكنيد كه يك بچه است؛ يك بچه گاهى وقتها در جامعه، وقتى كه وارد شد، در رأس جامعه واقع مىشود، و محتمل است كه بچه يك فقير، يكوقت در رأس جامعه واقع بشود. اگر اين بچهاى كه شما تربيت كرديد يك تربيت صحيح باشد و آن وقت آن بچه در رأس جامعه واقع بشود، يك ملت را سعادتمند مىكند؛ و آن شرفش مال شماست؛ يعنى شما اين سعادت را براى يك ملت بيمه كرديد. و اگر خداى نخواسته به عكس باشد: يك بچهاى در [دامن] مادر تربيتش تربيت اسلامى نباشد، تربيت انسانى نباشد، انحراف داشته باشد، اين ممكن است كه بعدها يك جامعه را به فساد بكشد. خيال نكنيد يك آدم است. گاهى يك آدم، يك ده را خراب مىكند؛ گاهى يك آدم يك شهرستان را خراب مىكند؛ گاهى يك مملكت را خراب مىكند.
قحط الرجال در ايران
شما از اين اشخاصى كه در دنيا و در طول تاريخ هستند و بودند عبرت بگيريد، يك فرد وقتى كه مىآيد در رأس جامعه واقع مىشود، مثل محمد رضا پهلوى، يك جامعه را به فساد مىكشد؛ نه اينكه فسادش فقط اين است كه ذخاير ما را برده است؛ نه اين است فقط كه مملكت ايران را دو دستى تقديم ديگران كرده و هر چه ما داشتيم به ديگران داده است؛ بلكه بالاتر از اين، اينكه قشرهايى از اين مملكت را همچو فاسد كرده است، همچو دزد بار آورده، كه حالا وقتى ما مىخواهيم يك نفر آدم سالم پيدا بكنيم، دنبالش بايد بگرديم! يعنى چراغ برداريم بگرديم دنبال اينكه يك آدمى پيدا بكنيم كه سالم باشد! يك آدم پيدا كنيم دزد نباشد! يك آدمى پيدا بكنيم امين باشد، خيانت به مملكت نكند! كماند حالا. چرا؟ براى اينكه پنجاه و چند سال، اينها در رأس اين مملكت بودند و خرابكارى كردند، و خودشان چون خراب بودند، آنهايى كه نزديك به اينها بودند خراب شدند. دسته بعد كه نزديك به اين خرابها بودند، آنها هم خراب شدند. همين طور