صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٦ - محروميتهاى ايران در عصر پهلوى
سخنرانى [در جمع دانشجويان سنندج (مشكلات كشور- شوراهاى منطقهاى)]
زمان: ٧ ارديبهشت ١٣٥٨/ ٢٩ جمادى الاول ١٣٩٩
مكان: قم
موضوع: نارساييها و نابسامانى كشور و چگونگى آبادى خرابيها- شوراهاى منطقهاى
ار: دانشجويان و دانشآموزان سنندج
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
محروميتهاى ايران در عصر پهلوى
از آثار اين نهضت و بركاتش اين است كه ما با گروههاى مختلفى از مسلمانان ايران مواجه مىشويم و با هم درد دل مىكنيم. ما مع الأسف با هر گروهى كه مواجه مىشويم با كردستانيها، با بلوچها، با بختياريها، با قشقاييها و ساير عشايرى كه در اطراف ايران هستند و گروههايى از آنها گاهى پيش ما مىآيند- با هر گروهى كه مواجه مىشويم مىبينيم كه همين درد دلهايى كه شما داريد آنها يا بيشتر دارند يا همين طور هست. بختياريها مىآيند مىگويند كه هيچ جا بدتر از بختيارى نيست، ما از همه مواهب تمدن محروم هستيم. بلوچها مىآيند همين مطلب را مىگويند كه ما محروميم و هيچ يك از اقشار ملت مثل ما محروم نيست. شما آقايان هم همين مطلب را مىگوييد. من بايد بگويم كه مطلب همين طور است كه گفته مىشود؛ همه ملت محرومند از همه مواهب. شما الآن تهران، كه مركز است و همه همتهاى دولتهاى سابق هم نسبت به مركز بوده است- و مع الأسف توجه به جاهاى ديگر كم بوده است و يا نبوده است- همين تهران را شما تشريف ببريد، قريب سى محله يا بيشتر [را ببينيد] كه اينها يا چادرنشين هستند يا زاغهنشين هستند و يا حصيرنشين هستند؛ محله حصيرنشينها، زاغهنشينها! از همه مواهب تمدن محرومند؛ آب ندارند، بايد بيايند از پلههاى زيادى بالا، از آن گودالهايى كه منزل دارند، خودشان و بچههايشان بايد بيايند بالا، يك كوزه آب از سر خيابان كه شير آب هست ببرند. از اسفالت هيچ خبرى نيست، از مريضخانه هيچ خبرى نيست، از مدرسه