صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧١ - دانشگاه و حوزه در راه ساختن جامعه توحيدى
روحانى. آنها به يكجور، و شما به يكجور. اما دو طايفه مربى جامعه هستند.
اگر بنا باشد كه همان تربيت علمى باشد، شما يك طبيب مىخواهيد درست بكنيد، نظر به اينكه اين طبيب چه جور باشد نيست؛ اين طبيب فردا مىشود يك كاسب! يك كاسبى كه اين طور كسب [كند] كه يك مريض را معطل مىكند براى اينكه ويزيت را زياد بكند! خيلى طبيب خوبى درست شد، از حيث طب بسيار متخصص بود، اما چون اخلاق، اخلاق صحيح نبود، مهذب نشده بود، متقى نبود، خداشناس نبود، اين طبيب مريض را معطل مىكند، امروز يك نسخهاى مىدهد، با دواخانه هم مىسازد كه نسخه را هر چه گرانتر بدهد، اين بيچاره را مبتلا مىكند؛ اين نسخه فايده نكرد فردا يك نسخه ديگر! باز همين، باز همين. طبيب، خوب طبيبى بود، يعنى مِن حيث طبابت. يك مهندس درست مىكنيد؛ مهندس در علم خودش خيلى خوب بود؛ اما وقتى كه مىخواهد فرض كنيد كه يك نقشهاى بدهد، يك [طرحى] بدهد، با آن استاديهايى كه دارد جورى مىدهد كه مفيد و صحيح نباشد و منفعت طلبى باشد. و هكذا همه چيز. در قشر ما هم اگر بنا باشد كه همين «ملّايى» باشد، اين ملّا بسيار ملّاى خوبى است، بسيار آدم فهميدهاى است، كتاب و سنت را بسيار خوب مىفهمد، اما اگر چنانچه تقوا در كار نباشد، همين فهم كتاب و سنت موجب اعوجاج مردم مىشود در سنت، يكجور سنت را بيان مىكند كه منحرف بكند! در كتاب، يكجور كتاب را بيان مىكند كه منحرف بكند. بسيارى از اين آدمهايى كه منحرف كردند و مىكنند جوانهاى ما را، از اينها هست كه در قشر شما و در قشر ما بودند و متقى نبودند؛ الهى نبودند؛ خدايى نبودند. فقط توجه به اين بوده است كه مقام چه باشد. توجه به اين بوده است كه حقوق چقدر باشد. تربيت كه كردند، تربيت يك اشخاصى را كردند از حيث دانشمندى. دانشمند، لكن دانشمند مضر؛ نه دانشمند مفيد؛ نه مثل يك بازارى كه اگر مفيد هم نباشد، مضر نيست. يك فردى است كه مضر است به جامعه.
دانشگاه و حوزه در راه ساختن جامعه توحيدى
فرقى ما بين قشر شما و قشر ما در اين مسأله نيست، ما هر دو طايفه بايد تربيت كنيم قشر