صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٢ - انقلاب اسلامى، انقلاب فكرى و عقيدتى
سخنرانى [در جمع دانشجويان (ريشههاى انقلاب- دانشگاه و حوزه)]
زمان: ٣١ ارديبهشت ١٣٥٨/ ٢٤ جمادى الثانى ١٣٩٩
مكان: قم
موضوع: ريشه انقلاب ايران- مسئوليت سنگين دانشگاه و حوزه- شگردهاى ساواك
حضار: دانشجويان دانشكده حقوق دانشگاه تهران
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
انقلاب اسلامى، انقلاب فكرى و عقيدتى
ما يك قسم مسائل اصولى داريم كه الآن مطرح است و يك قسم مسائلى فرعى داريم كه بعد از اينكه مسائل اصولى تحقق پيدا كرد، بايد مطرح كرد. ما اگر مسائل فرعى را الآن مطرح بكنيم ممكن است كه از آن مسائل اصولى كه اساس مسائل است عقب بمانيم؛ يا به واسطه طرح اين مسائل كه گاهى موجب يك اختلافاتى مىشود ما در نهضت شكست بخوريم. از اين جهت آنكه من الآن به نظرم مىآيد اين است كه شما مىدانيد كه در اين نهضت آن چيزى كه ما را پيش برد دو مطلب بود؛ يكى اساس بود و يكىاش به واسطه آن اساس تحقق پيدا كرد.
آنكه اساس بود اينكه مردم به عنوان اسلام و به عنوان ايمان و عقيده وارد اين ميدان شدند. چون براى ايمان و اسلام وارد شدند، همه قشرها با هم متحد شدند كه آن رمز حقيقى- كه اتحاد همه در يك جهت، وحدت همه در يك مسير- موجب شد كه تا حالا ما مطلب را رسانديم. يعنى مطلب را آن مطلبى كه همه ممتنع مىدانستند، در ايران تحقق پيدا كرد. ممتنع مىدانستند كه يك ملتى با نداشتن ابزار و با نداشتن يك نظام سياسى كه همه را آن، روى آن نظام سياسى هدايت كند، و خالى بودن دستشان از همه اسلحههاى روز بلكه همه اسلحهها كه اسلحههاى آنها- حالا را يك قدرى غمض عين كنيد كه يك قدرى تفنگ پيدا شده است- آن طور كه به ما مىگفتند كارد توى مطبخ، چوب توى خانه [بود] و باقى هم با دست خالى. زنها هم بچههايشان را بغل مىكردند مىآمدند