صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٢ - حكومت بر دلها، تنها راه اقتدار دولتها
اوست؛ حفظ مىكند او را. شهربانى هر شهرى اگر چنانچه در خدمت مردم باشد؛ اين طور نباشد كه مردم وقتى اسم كلانترى را بشنوند بلرزند به خودشان! وقتى بخواهند بروند طرف كلانترى مثل اينكه طرف حبس دارند مىروند يا طرف كشتارگاه مىروند! خيال كنند دارند طرف منزلشان مىروند، يا طرف جايى مىروند كه عدالت توى آن هست، جايى مىروند كه ظلم در آن نيست، جايى مىروند كه با مردم دوست هست، نه دشمن، اگر اين طور شد، دلهاى مردم متوجه مىشود. مردم زود راضى مىشوند، مردم نفوسشان اين طور است كه زود راضى مىشوند. يك نوازش از يك نفر صاحب منصب براى مردم كافى است كه تا مدتها اينها دلشان راضى باشد از او.
حكومت بر دلها، تنها راه اقتدار دولتها
كارى بكنيد كه دل مردم را به دست بياوريد. پايگاه پيدا كنيد در بين مردم. وقتى پايگاه پيدا كرديد، خدا از شما راضى است؛ ملت از شما راضى است؛ قدرت در دست شما باقى مىماند، و مردم هم پشتيبان شمايند؛ اگر يك كسى بيايد بخواهد به شما يك تعدى بكند، ملت به او حمله مىكند. به خلاف اينكه اگر مردم ديدند كه اينها با آنها نيستند، اينها دشمن آنها هستند، اگر يك كسى بيايد، يك دزدى بيايد بخواهد به شما حمله كند، آنها كمكش هم مىكنند. اين يك مطلبى است كه الآن ما از اين تاريخ موجودى كه بر ما گذشت بايد عبرت بگيريم؛ و بدانيم كه اگر پايگاه داشت اين مرد بين مردم، اگر نصف قدرتش را صرف كرده بود براى ارضاى مردم، هر گز اين قدرت به هم نمىخورد؛ هر گز مخالفت با او نمىشد؛ لكن مع الأسف همه قدرتش را روى هم گذاشت بر ضد مردم. به طورى كه اگر مىرفت به زيارت حضرت رضا، هر كه مىشنيد مىگفت كه دارد حقه بازى مىكند! اگر قرآن طبع مىكرد و بين مردم منتشر مىكرد، دست هر كس مىآمد مىگفت كه اين مثل قرآن معاويه است! اين براى اين است كه عمل نشان نداد به مردم؛ يك عملى كه با آن عمل بتواند پايه براى خودش درست بكند. او آن قدرت بالا بود؛ فرق نمىكند؛ شما هم كه در كاشان هستيد و در آنجا يك ادارهاى داريد