صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٧ - مشكلات اجتماعى
هشدار به گرانفروشان
مىآييم سراغ تاجر و بازرگان و كاسب، و اين سنخ جمعيت. الآن روزى است كه بايد به اين ملتى كه در طول زمان تاريخ زندگى اين پدر و پسر و بعد هم در حال انقلاب، [رنج كشيدهاند، خدمت كرد] بازارها تقريباً حدود يك سال و نيم و چقدر يا تعطيل بود يا نيمه تعطيل بود و بسيارى از مردمِ ضعيف ضعيفتر شدند. امروز روزى نيست كه استفادهچىها راه بيفتند و بخواهند استفاده كنند؛ روز حمايت است امروز. از برادرانشان بايد حمايت كنند؛ نه اينكه يك جنسى را كه به ده تومان مىخرند به صد تومان بفروشند. گرانفروشى امروز خيانت است به يك مملكت اسلامى. اين خيانت را نكنند اينها؛ يك قدرى با مردم ملايمت كنند. برادران خودتان هستند. با اين برادرهايى كه خون دادهاند ... شما تاجرهاى محترم كه نبوديد در اين ميدانها. من كه مىدانم شماها نبوديد؛ آنهايى كه بودند اين كاسب جزء بود و اين حمال بود و اين كارگر بود و اين طلبه بود و آن- عرض مىكنم- دانشگاهى بود؛ كه همه فقيرند. اين طبقه بودند كه اين نهضت را پيش بردند و خون خودشان را و جوانان خودشان را دادند و اين نهضت را پيش بردند. حالا انصاف است كه يك تاجر معتبرى كه داراى كارخانه كذاست، داراى كذا و كذاست، و آن بالاها نشسته و تماشا كرده و اينها خون خودشان را دادهاند و پيش بردهاند، حالا همراهى نكند؟ اجحاف كند با اين طايفه؟ قيمت اجناس را همچو بالا ببرد كه اين ضعفا نتوانند بخرند؟ زندگىشان مختل بشود؟ خوب، بايد اينها با برادرهاى خودشان، با آنهايى كه در اين راه زحمت كشيدهاند، اهل وطنشان هست، اهل دينشان هست، با اينها بايد همراهى كنند؛ گرانفروشى نكنند. نگذارند يكوقتى ما روى تكليفهاى الهى باهاشان عمل بكنيم. خودشان جلوگيرى كنند از مسائل. يك روز اگر ما روى تكليف الهى عمل بكنيم، كارشان زار است. نگذارند اين طور بشود. اين هم يك باب است كه مال يك طايفه.
مشكلات اجتماعى
يك طايفه هم اين قاچاقچيها؛ هروئين فروش و قاچاقچى [كه] اسلحه قاچاق