صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٨ - محاسبات غلط سازمانهاى جاسوسى
نمىخواهيم و ما جمهورى اسلامى مىخواهيم. من به نظرم اين طور آمد، مطمئن شدم به اينكه ما آن وقت اصلًا اين صحبتها نبود، آن وقتى بود كه قدرت آنها سر جاى خودش بود، من به نظرم آمد كه ما پيروز خواهيم شد براى اينكه اين مسأله ديگر به ما مربوط نيست؛ يك مسئلهاى است كه به جاى ديگر مربوط است. و اين را هم شايد كراراً در پاريس هم آن وقت من گفتم كه مسأله شده يك مسئله الهى و اينكه يك تحولى در يك جامعهاى در يك مدت كم پيدا بشود- هم تحول روحى پيدا بشود و هم ساير تحولات.
محاسبات غلط سازمانهاى جاسوسى
شما ملاحظه كنيد اين تحول روحى كه در ملت پيدا شد؛ همين ملت بود كه يك پاسبان اگر در بازار مىآمد بازار را مىبست و مردم به خودشان حق نمىدادند كه مقابل پاسبان حرف بزنند! همين ملت- همين ملت- در ظرف كوتاهى ريختند توى خيابانها فرياد زدند كه «مرگ بر شاه»! همه ديوارها را پر كردند از «مرگ بر شاه»، كه الآن هم آثارش [هنوز] باقى هست. اين تحول كه آن خوف مبدل شد به آن شجاعت كه ايستادند، توپها و تانكها توى خيابانها آدم مىكشت، مردم حمله مىكردند به توپ و تانك و مىگفتند اثر ندارد؛ با اينكه مىكشت آدم را و ليكن ... روحيه ملت به طورى قوى شده بود كه آنها همه آثار خودشان را از دست دادند. آن روحيه قوى ملت، كه در اثر همين تبعيت از اسلام و توجه به اينكه ما اسلام را مىخواهيم يك ملت مسْلم توجه كردند به يك نقطه و آن اين است كه ما جمهورى اسلامى مىخواهيم، ما سلسله پهلوى را نمىخواهيم، اين اسباب اين شد كه اين وحدت كلمه و اجتماع مردم بر اين مطلب و توجه به اينكه يك نقطه را مىخواهيم و آن اسلام است، اين پيروزى را به ما داد. چه پيروزى! پيروزى كه همه حسابها را باطل كرد، حساب مادىگرى را همه را باطل كرد، يكى از ادله بزرگ توحيد است. روى حسابهاى مادىگرى آن دستگاههاى جاسوسى امريكا مثل «سيا» و امثال اينها تصديق كردند كه اين بر خلاف آن حسابهايى بود كه ما مىكرديم. راست هم مىگفتند ... روى حساب مادىگرى. يك قدرت شيطانى با يك