صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٦ - آزادى، گرانبهاترين دستاورد
فلان خارجى را ما نداريم، حالا ديگر خوفى نداريم. الآن نشستهايم با هم و داريم صحبت مىكنيم. گرفتارى ما حالا گرفتارى اين است كه آن برادر ما كمتر چيز دارد و فلانى زيادتر دارد؛ خانه ندارد و ... اينكه چيزى نيست. خوب، اينها كه از اول بود، گرفتاريها هم از اول بود، منتها حالا هم شياطين دوره افتادهاند كه خوب چه شد؟ كو؟ كو خانه؟ كو زندگى؟ [دائماً] تبليغات. من به بعضىشان مىگفتم كه اين نادارى مال حالا نيست. اينكه از اول بوده. انقلاب آيا اينها را به وجود آورده؟ رفتن شاه «ندارى» را بار آورده است؟ اگر اين نادارى جرمش گردن ماست، اگر اين طور است كه چون شاه رفته برق و اسفالت و مريضخانه و اينها را نداريد، اگر اين طور بود، آن وقت ما مجرم بوديم و بايد جبران بكنيم. اما اگر اين بوده و ما حالا وارد شدهايم در يك مرحلهاى كه نه برق بود، نه آب بود، و نه اسفالت هست، و حتى در خود اين تهران و در محلات تهران چيزى نيست، به ما چه مىگوييد؟ آن كارى كه مىبايد مىكرديم اين است كه شما را آزاد كرديم. آزاديد حالا تا خودتان كار كنيد. شما آن وقت در قيد بوديد، در حبس بوديد، و هر روز يك مأمورى بالاى سرتان مىآمد و تحكم بر شما مىكرد و يك كلمه اگر مىگفتيد به حبس مىرفتيد، اين الآن از سر شما برداشته است و شما راحت شديد. حالا شما چه ايرادى داريد؟ مگر ما شما را بىاسفالت كرديم كه حالا آمديد سراغ ما. مگر ما شما را بىبرق كرديم؟ اين گرفتاريهايى بوده است كه در همه جاى ايران از اول بوده است؛ و ما وارد شدهايم در اين گرفتارى؛ دولت وارد شده در اين گرفتارى. خوب، اين بايد رفع بشود. اين گرفتارى چه شد؟ يعنى چه كه «چه شد»؟ بهتر از اين چه كه يك سدى را ملت شكستند كه امكان نداشت اين سد شكسته شود، الّا به اراده «اللَّه»؛ از اين بهتر چه مىخواهد بشود؟ بهتر از آزادى چه نعمتى است كه الآن داريم؟ خوب، پيشتر فقير بوديم؛ حالا بايد كوشش كنيم كه از اين فقر بيرون بياييم. مشغول بشويم به كار تا فقرمان از بين برود. آنها مانع بودند از اينكه ما زراعت بكنيم؛ به اسم «اصلاحات ارضى» نمىگذاشتند زراعت ما تحقق پيدا بكند؛ حالا آزاديد زراعت بكنيد.
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته