صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١ - جريانسازيهاى ساواك
فردا هم يك چيز ديگر پيش مىآورند. [١]
جريانسازيهاى ساواك
من پيشتر گفته بودم- زمان طاغوت- كه ما در مواقع معينى مىبينيم كه يك غائله بلند مىشود. آن مواقع معين، يكوقت قبل از ماه رمضان است و يكوقت قبل از ماه محرّم. ماه رمضان براى دولت سابق يك خطرى داشت كه نبادا روحانيون- در مساجد [كه] مردم مجتمعند، ماه عبادت است- نبادا يك تبليغ سوئى بر ضد دولت بشود. قبل از ماه مبارك يك غائله درست مىكردند! غائله- قضيه مثلًا- «شهيد جاويد»! [٢] يك ماه مبارك را ماها غفلت مىكرديم كه ما از كجا داريم، اشتباهمان از كجاست. يك ماه مبارك ما سر يك مسئله جزئى به جان هم مىافتاديم. اهل منبر دو طايفه مىشدند: يك طايفه از آن ور، يك طايفه اين ور! علما و مثلًا ... طلبههاى ما دو طايفه مىشدند: يك طايفه از آن ور، يك طايفه ... يك ماه مبارك را ما هدر مىداديم كه دولت را بايد در اين ماه مبارك ما تنبيهش بكنيم به يك چيزهايى، يك مطالبى بگوييم، آنها درست مىكردند اين مطلب را و ما را سرگرم مىكردند به شهيد جاويد! يك ماه، دو ماه، سه ماه اين مىشد. همچو كه اين طرف [رو به] سردى مىرفت و ماه محرّم مثلًا نزديك مىشد، مسئله مرحوم «شمسآبادى» [٣] را پيش مىآوردند. اى بسا كه شمسآبادى- حالا شايد هم خودشان يك همچو كارى مىكردند كه اين غائله درست بشود! حالا خودشان هم نكرده باشند كس ديگرى كرده باشد اما آنها غائله را درست مىكردند و دو دسته راه مىانداختند، يك دسته از آن ور و يك دسته از آن ور. و قواى ما و نيروى ما كه بايد صرف بشود در مصالح اسلام، سر اين قضيه هدر مىدادند تا اينكه اين يك خردهاى سرد مىشد. وقتى كه اين سرد مىشد، نزديك مىشد- مثلًا- يا ماه رمضان يا ... مىشد، قضيه «دكتر
[١] اصل: آيد.
[٢] كتاب شهيد جاويد، تأليف آقاى صالحى نجفآبادى.
[٣] آقاى سيد ابو الحسن شمسآبادى.