صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٨ - سعادت و شقاوت ملتها از مدرسهها
براى همين معنا آمدند آدم درست كنند.
معلمى، شغل پيامبران
«تعليم» سرمشق همه انبياست كه از طرف خداى تبارك و تعالى به آنها مأموريت داده شده؛ مأموريت خدا به انبيا همين است كه بيايند و آدم درست كنند. و آنهايى كه به انبيا نزديكترند آنها به مقام آدميت نزديكترند. آن وقت كه ملائكه اشكال كردند كه آدمى كه مفسد در ارض هست چرا خلق فرمودى. جواب اين بود كه من مىدانم چيزهايى كه شما نمىدانيد. دنبالش هم خداوند تعليم همه «اسماء» را به آدم كرد. و وقتى كه عرضه داشت به ملائكه، آنها ديدند كه نمىتوانند اين طورى كه آدم مىتواند ادراك كند حقايق را، آنها نمىتوانند.
از اول اين بود كه «آدم» كه آمد با تعليم الهى آمد و معلم بشر بود. انبيا هم معلم بشر بودند. شغل معلمى يك شغل عمومى است براى انبيا گرفته، تا اوليا تا فلاسفه و امام، تا علما و تا فرهنگيها، كه ماها ان شاء اللَّه باشيم از آنها. پس شغل، شغل بسيار بزرگى است شغل آدمسازى. ديگر شغلها به اين درجه نمىرسند؛ براى اينكه آنها مربوط به جهات ديگر است. در عالم هيچ موجودى به پايه انسان نمىرسد؛ و هيچ شغلى به پايه انسانسازى نمىرسد. پس شغل بسيار بزرگ است، بسيار شريف است.
سعادت و شقاوت ملتها از مدرسهها
لكن براى فرهنگيها مسئوليت بسيار هست. هر چه شغل عظيم باشد، مسئوليت به همان مقدار بزرگ و عظيم است. مسئول تمام مقدراتى كه براى يك كشورى پيش مىآيد، مسئول تمام انسانهايى كه بايد انسان بشوند، مسئول تمام جوانهايى كه زيردست آنها بايد تربيت بشوند. تربيت بايد بشود انسان در مكتب فرهنگيان، معلم؛ و مقدرات هر مملكتى به دست همينهاست كه از فرهنگ بيرون مىآيند؛ و پيشرفت هر كشورى و عقبماندگى هر كشورى باز به دست معلمين است. معلم است كه با ساختن خود، افراد را، كشور را پيش مىبرد؛ و معلم است كه اگر خداى نخواسته در پيش او انحراف حاصل