صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٨ - صورت اعمال در ماوراى طبيعت
ناچيز بودن جزاى دنيوى شاه جنايتكار
بعضى از كارها هست كه جزاى آن در اين دنيا نمىشود؛ امكان ندارد. هر «جانى» يك نفر آدم است، مثل ساير مردم است، يك جان دارد و يك حيات دارد؛ اين جانى اگر چنانچه ده هزار نفر را كشته باشد [و] ما بخواهيم براى ده هزار نفر اين را مجازات كنيم، چطور مجازات كنيم؟ يك جانى كه صد نفر را، به آن طرزى كه مىدانيد در شكنجه قرار داده، يعنى آن طرزى كه شنيديد در شكنجه قرار داده، حالا ما بخواهيم اين را مجازات كنيم، چطور مجازات كنيم؟ نمىشود، يك جان دارد؛ ما غايت امر اين است كه او را بكشيم؛ غايت امر اين است كه نه، او را فرض كنيد با شكنجه بكشيم. اما او كه يك [نفر را] شكنجه نكرده، يك نفر را نكشته كه در مقابل يك كشتن يك كشتن، و در مقابل يك شكنجه يك شكنجه. شكنجهگرهايى كه از خارج هم تعليم بر مىداشتند، اينها فوج فوج مردم را شكنجه كردهاند! اينهايى كه جوانهاى ما را كشتهاند- بعضى از آنها عدد بسيارى از جوانهاى ما را كشتند و از بين بردند- اينها آن قدرى كه ماها مىتوانيم شكنجهشان كنيم و ماها مىتوانيم جزا به آنها بدهيم يك امر ناچيزى است.
صورت اعمال در ماوراى طبيعت
لكن يك جاى ديگرى هم هست كه در آنجا شكنجههايى است كه ما نمىتوانيم بفهميم. و آن از خود اعمال است. اين طور نيست كه نظير اينجا يك فراشى از خارج بيايد و شكنجه كند. خود عمل انسان چنانچه صالح باشد، خود آن عمل در آنجا به انسان مىرسد. و چنانچه «عمل» ناصالح باشد، همان به او مىرسد؛ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ. از آن طرف هم: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ. [١] خودش را مىبيند. هر ذرهاى كه انسان عمل مىكند يك صورت ما وراء طبيعت دارد. اينجا زبانش را آدم دراز مىكند، زبان درازى مىكند، يك مسلمانى را، يك مؤمنى را فحش مىدهد، غيبت مىكند؛ آن مؤمن فرض
[١] سوره زلزال، آيه ٧ و ٨: «پس هر كسى به اندازه وزن يك ذره كار زشت كند، آن را مىبيند. و هر كس به اندازه وزن يك ذره كار نيك كند آن را مىبيند».