صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٤ - محروميتها و انتظارات
من فلان كار را بكنم سازمان امنيت مىآيد من را مىگيرد مىبرد توى سياهچال، اين خوف ديگر نيست. اگر فلان كار را بكنم امريكايىها را وادار مىكنند كه يك همچو كارى بشود، اينها ديگر در كار نيست. الآن ديگر خودتانيد و مملكت و كشور خودتان. و براى خودتان بايد كار كنيد. همهمان بايد براى خودمان كار بكنيم. اگر- چنانچه- اعتقاد به خدا داريم- كه داريم ان شاء اللَّه- براى خدا اين كار را بكنيم؛ يك كشور اسلامى است. و اگر خداى نخواسته خير، اين طور نيست، ملى هستيم، خوب ... براى كشورمان اين كار را بكنيم. و اميدوارم كه همه موفق باشيد و مؤيد.
محروميتها و انتظارات
[در پاسخ به اظهارات يكى از حاضران:].
بله، اينها مكرراً آمدهاند پيش من. هر دستهاى كه مىآيند [مىگويند] در اطراف ما بيكارى زياد است، هيچ نداريم، آب و برق نداريم، دبستان نداريم- عرض مىكنم كه- بيمارستان نداريم؛ از اين حرفها. خوب، هر كس از هر جا هست مىآيد مىگويد. و غالباً هم مىگويند هيچ جا مثل ما محروم نبوده. ما به اينها مىگوييم كه خوب، اين تازه شده است، يا از قديم بوده است؟ اين انقلاب اين را آورده است يا خير، اين سابق بوده است و حالا ما وارد شدهايم به يك جايى كه همه اينها نبوده است؟ اگر بگوييد كه انقلاب اين فقر و فلاكت را آورده كه خودتان هم قبول داريد كه نيست اين جور، پس اين قبل از انقلاب بوده است. اين مطلب اين بيكارى بوده و اين فقر بوده و اين نداشتن آب و برق و آسفالت و ... بوده است قبلًا. حالا وارد شده دولت به يك مملكتى كه همه چيزش اين جورى بوده.
بختيارى مىگويد كه ما از همه محرومتر بودهايم؛ سيستانى مىگويد ما از همه محرومتريم؛ بلوچستانى همين را مىگويد؛ كردستانى هم. همه و همه هم راست مىگويند كه محروم بودهاند؛ اما اين محروميتى كه بوده، سابق بوده، حالا پيدا نشده است كه شما حالا بياييد بچسبيد به دولت كه الآن بده! براى اينكه الآن كه نشده است؛ در دولت