صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٥ - آزادى، گرانبهاترين دستاورد
بهشت است و اگر كشته بشويم بهشت است، شهادت را براى خودشان فوز مىدانستند، در ملت ما پيدا شده؛ به دست كى؟ به دست خدا. مگر امكان دارد كه يك بشرى، يك انسانى، افرادى، بتوانند اين كارها را بكنند. اين تحول امكان ندارد. خدا كرد اين كار را. مسلمانها چه وقت مىخواهند كه يك همچو روحيهاى پيدا بكنند كه شهادت را براى خودشان فوز بدانند و بايستند مقابل اشخاص خائن و خيانتكار را سر جاى خود بنشانند.
فروپاشى قدرت پوشالى شاه
قدرتى كه در ايران بود مىگفتند در شرق نيست. آن قدرت نظامى كه در ايران بود در شرق نبود. چنانچه مىگفتند. پشتوانهاى كه اينها داشتند همه قدرتهاى بزرگ بود، همه ابرقدرتها و همه قدرتهاى كوچكتر. يكى از ممالك اسلامى- حالا يكى مىگويد، شايد، شايد يكى بوده- از ممالك اسلامى در طول اين مبارزهاى كه ايران مىكرد، پشتيبانى از ما نكرد، همه از شاه حمايت مىكردند؛ همهشان. خوب، شاه بود با آن قدرت كه مىگفتند مثل اين قدرت در شرق نيست؛ و پشتيبانش همه مسْلم و غير مسْلم؛ از ابرقدرتها گرفته تا قدرتهاى كوچك، تا همين شيخنشينهاى شما- همه موافق بودند. و اغفال كرده بودند برادرهاى ما را. در بعضى از اين مقاطع خليج برادرهاى اسلامى خيال مىكردند كه اگر شاه نباشد ديگر اسلام از بين مىرود! اگر شاه نباشد شيعه اصلش بكلى از بين مىرود! همچو تزريق كرده بودند، اين برادرهاى مؤمن متدين همچو حالىشان شده بود، كه اگر اين نباشد ديگر هيچ چيز نيست.
من وقتى كه پاريس بودم، هِى مىگفتند كه اگر اين برود چه مىشود. گفتم كه هيچ نمىشود؛ يك دزد مىرود! حالا هم همين شده؛ ما حالا هيچ غصهاى نداريم. دزد را بيرون كرديم؛ دست دزد قطع شد؛ دست خيانتكارهاى خارجى قطع شد.
آزادى، گرانبهاترين دستاورد
حالا ما گرفتارى كه داريم گرفتارى خانوادگى است. اينكه دعوا ندارد؛ چيزى نيست ...
. حالا گرفتارى خانوادگى است. گرفتارى «سازمان امنيت» ديگر ما نداريم؛ گرفتارى