صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٤ - تشابه ملت ايران با مسلمين صدر اسلام
امپراتورى انگلستان و به جمهورى امريكا و به، نمىدانم، جمهورى شوروى ضرر ندارد. آنها خيلى هم به آن باد مىزنند كه زياد بشود و بحث تفصيل پيدا بكند! آنچه براى آنها ضرر دارد، نمىگذارند درست بشود. چه وقت مىشود كه مسلمانها توجه بكنند به تعليمات اسلام؟ توجه بكنند به اينكه صدر اسلام چه جور بود؟ چه وقت توجه مىكنند به اينكه وضع رسول اكرم، وضع ائمه ما و وضع خلفا، كه چه جور بودند آنها؟ چه جور زندگى مىكردند و چه جور پيشبرد كردند ...؟ يك مشت جمعيتى كه هيچ چيز نداشتند چطور دو امپراتورى را اين طور از بين بردند.
تشابه ملت ايران با مسلمين صدر اسلام
نظير آن را ما در ايران ديديم، نظير همان معنا كه در صدر اسلام بود در ايران واقع شد. يك جمعيتى كه- حالا شما چند تا تفنگ مىبينيد به دوش بعضى هست، اين تفنگهايى است كه از آنها گرفتهاند؛ و الّا تفنگ نداشتند اينها، آن طورى كه به من مىگفتند، صبح كه مىشد، هر كس از خواب پا مىشد و بيرون مىخواست برود از خانه، يك چوبى، يك عصايى، يك كارد مطبخى، چند تا سنگ، چند تا آجر، برمىداشتند و مىرفتند به جنگ! طرف چه داشت؟ تانك و توپ و مسلسل و خمپاره، همه چيز. از بالاى سر، از پايين، از همه جا. لكن اين جمعيت يك چيز داشت، و آن «ايمان» يك پشتوانه داشت، و آن «خدا»، يك مقصد داشت، و آن «اسلام». همه، از اول ايران تا مركز، تا آخر، هر جا مىرفتى فرياد «مرگ بر شاه» و «ما جمهورى اسلامى مىخواهيم» بلند بود. نه از مردم عادى؛ از آن بچههاى كوچك و اين قدرى [١] كه تازه زبان باز كردهاند، از آن بچههاى دبستانى، تا آن پيرمردهايى كه توى مريضخانه خوابيده بودند. نه يك قشر؛ علما، معممين، طلاب، دانشگاهيها، ادارى، همه و همه يك مطلب مىخواستند؛ و آن اينكه جمهورى اسلامى؛ ما جمهورى اسلامى مىخواهيم. اين معنا بود كه رمز پيروزى بود. اين معنا كه همان طورى كه در صدر اسلام جنگجويان اسلام مىگفتند ما اگر بكشيم
[١] اشاره به كودك خردسال حاضر در مجلس.