پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١ - ٢٤- آيه محبّت
ديگرى كه ذكر نام و شرح كلمات آنها به طول مىانجامد، هستند.
از نكاتى كه شايد براى بعضى موجب تعجّب شود اين است كه ابن اثير در اسدالغابه هنگامى كه حديث طير را از چند طريق نقل مىكند در يكى از طرق حديث كه از انس بن مالك نقل شده، مىگويد: نخست ابوبكر آمد، و انس او را باز گرداند سپس عثمان آمد و انس او را بازگرداند- در روايت ديگرى كه در خصائص نسائى نقل شده به جاى عثمان نام عمر آمده است- بعد على عليه السلام آمد، و به او اجازه داد.
ابن اثير در پايان اين حديث مىگويد: ذكر نام ابوبكر و عثمان در اين حديث جدّاً عجيب است. [١]
و عجبتر اين كه بعضى از محدّثان اهل سنّت كه خواستهاند از كنارچنين فضيلت بى مانندى ساده بگذرند و چشم را به روى حقايق ببندند، درسند اين حديث ترديد كردهاند، مانند ابن كثير دمشقى نويسنده البداية و النّهايه كه بعد از ذكر اين حديث مىگويد: «وَ فِى الْقَلْبِ مِنْ صِحَّةِ هذَا الْحَديثِ نَظَرُ وَ إِنْ كَثُرَتْ طُرُقُهُ!»: «در دل من نسبت به صحيح بودن اين حديث شكّى است هر چند طرق اين حديث، كثير و فراوان است!» [٢]
در حالى كه اين حديث متواتر كه در منابع بسيار معروف به طور گسترده آمده است هيچ مشكلى از نظر سند و دلالت ندارد جز اينكه با پيشداورىهاى بعضى هماهنگ نيست، و مرحوم علّامه امينى بعد از ذكر اين عبارت جمله جالبى دارد؛ مىگويد: «با وجود اجتماع تمام شرائط صحت در اين حديث اگر باز هم در قلب كسى شك و ترديدى نسبت به آن باشد، اشكال در قلب او است نه در اين حديث!»
[١]. اسدالغابه، جلد ٤، صفحه ٣٠ (طبع داراحياء التراث العربى بيروت).
[٢]. البداية و النّهاية، صفحه ٣٥٣.