پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٩ - ٢٤- آيه محبّت
به حقّ مبعوث كرد، من خادم آن حضرت صلى الله عليه و آله بودم- و هر روز يكى از جوانان انصار آن حضرت را خدمت مىكردند- در آن روز نوبت من بود، ام ايمن مرغ (بريانى) براى آن حضرت آورد و در برابر او گذاشت فرمود: «اى ام ايمن، اين پرنده را از كجا آودهاى؟» گفت: من خودم اين پرونده را صيد كردم و براى شما درست نمودم، دراينجا پيامبر صلى الله عليه و آله عرضه داشت: «اللّهُمَّ جِئْنى بِاحَبِّ خَلْقِكَ الَيْكَ وَ الَىَّ، يَأْكُلُ مَعِى مِنْ هذا الطَّيْرِ»: «خداوندا! محبوبترين خلقت، نزد تو و نزد مرا بياور تا با من از اين پرنده بخورد»!
در اين هنگام در خانه به صدا درآمد، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اى انس ببين چه كسى پشت در است»، من پيش خود گفتم: خدايا او را يكى از انصار قرار بده- تا افتخارى براى ما طايفه انصار بوده باشد- ولى هنگامى كه در را گشودم ديدم على عليه السلام بر در است. به او عرض كردم: رسول خدا صلى الله عليه و آله فعلًا مشغول انجام كارى است؛ برگشتم و بر سر جاى خود ايستادم، چيزى نگذشت كه باز صداى درآمد، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اى انس برو و هر كسى هست بگو وارد شود تو اوّلين كسى نيستى كه علاقه به قوم خود دارد، آن شخص از انصار نيست!» من رفتم و او را وارد كردم، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى انس پس مرغ رابه او نزديك كن»، من آن را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام گذاشتم و هر دو از آن خوردند.
پسر حجّاج گفت: اى انس! خودت حاضر بودى و اين جريان را ديدى؟
انس گفت: آرى، فرزند حجّاج گفت: «من با خدا عهد مىكنم كه بعد از اين به على عليه السلام خرده نگيرم، و هر گاه بدانم كسى به او خرده مىگيرد، صورت او را زشت مىكنم» (آبروى او را خواهم برد). [١]
همين حديث را ذهبى نيز در تلخيص المستدرك كه در حاشيه المستدرك چاپ شده آورده است.
علاوه بر آنچه گفته شد، حديث فوق كه به عنوان حديث طير در منابع مختلف
[١]. المستدرك على الصّحيحين، جلد ٣، صفحه ١٣١ (طبع دارالمعرفة بيروت).