فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧١ - قانون توارث زوجين از ديدگاه قرآن كريم خالد غفورى
جهت چهارم: تفاوتى ميان زوجه دائم و موقت نيست، اما برخى از خود آيه ـ و نه از ادله ديگرى ـ اين گونه برداشت كردهاند كه مراد از «زوجه» در آيه، زوجه دايمى است، نه موقت (٢٦). وجوهى براى اين برداشت ذكر شده است:
توجيه اول: ظهور واژه «ازواجكم» از نظر لغت و عرف در خصوص زوجه دائم است، نه موقت، بنابراين، ازدواج موقت تخصصاً و نه تخصيصاً از آيه خارج است .
اشكال: ادعاى يادشده روشن نيست؛ چون همسر موقت نسبت به مردى كه او را به عقد خود درآورده، اجنبى نيست و بر او حلال است و وجهى براى اين حليّت وجود ندارد، مگر اينكه همسر موقت را زوجه او بدانيم؛ چون حليّت آميزش، منحصر در ازدواج و ملك يمين است. در قرآن كريم آمده است.
{ والذين هم لفروجهم حافظون إلاّ على أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم فانّهم غيرُ ملومين؛ } (٢٧) مؤمنان كسانى هستند كه فرج خود را حفظ مىنمايند، مگر نسبت به زوجههايشان و آنچه را با ملك يمين به دست آوردهاند كه بر آنان ملامتى نيست».
ازواج در اين آيه، عام است و شامل دائم و موقت مىشود. همچنين در قول خداوند {فلما قضى زيد منها و طراً زوّجناكها لكى لايكون على المؤمنين حرج في أزواج ادعيائهم اذا قضوا منهن وطراً } ، كه ازواج عام است و شامل دائم و موقت مىشود.
توجيه دوم: مىپذيريم كه لفظ «ازواج»، مطلق است و از نظر عرف و لغت شامل دائم و موقت مىشود، اما در خصوص آيات ارث مىتوان به چند دليل ادعا
(٢٦) مواهب الرحمن، ج٧، ص٢٩٠.
(٢٧) مؤمنون، آيه ٥ و ٦.