فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٥ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
كمال ميل و رغبت زير اين قوانين برويد و منّت هم بكشيد...! امّا اگر... [ آن را [ضدّ قانون الهى ديديد، بر شما و بر هر مسلمان واجب است كه تا جان در بدن دارد زير بار بيدينى [ نرود]... (٧)
شيخ، معتقد به «پيشگيرى» از خطرات و به اصطلاح «علاج واقعه قبل از وقوع» بود و به ويژه بر فقهاى مبسوط اليد فرض مىشمرد كه «حتّى المقدور، قبل از ابتلاى به واقعه، علاج فرمايند». (٨) اين سخنش به ناظمالاسلام كرمانى، كه مىگويد: «...ملاّى امروز بايد عالم به مقتضيات وقت باشد، بايد مناسبات دُوَل [ = سياست جهانى [را نيز عالم باشد» (٩)، دقيقاً نشانگر چهره يك شخصيت ژرفبين و بلندنگر است كه مىكوشد امور را در سطحى كلان ببيند و به اصطلاح، از جهانى به وسعت يك محلّه يا اقيانوسى به عمق يك بند انگشت بيرون جهد.
به چنين شخصيتى كه عقلانيت، خصلت بارز او در ميدان عمل سياسى و اجتماعى است، برچسبِ «تعبّدگرا» زدن و نائينى را به عنوان عنصرى «عقلگرا» در برابر وى نهادن، روا نيست. نائينى مسلّماً شخصيتى عقلگرا است؛ سخنى اگر هست، در دورشمردن شيخ از اين موهبت است (بعدها خواهيم ديد كه شيخ، از تعامل و تعاطى فكرى و فرهنگى با دستاوردهاى مثبت تمدن غرب نيز رويگردان نبود).
آقاى امامى مىنويسد:
نائينى و ديگر فقيهان مشروطهخواه، عقلگرا (يا عقلگراتر) بودند، چون در مقام فهم شريعت، نسبت به فقيهان مشروعهخواه از اندوختههاى عقلانى و بشرى خود بيشتر بهره گرفتند و عقلانيت خود را كه بسيار تحت تأثير عقلانيت غربى بود، در تفسير كتاب و سنت بيشتر دخالت دادند. (١٠)
اين سخن، خالى از نقاط تأمل نيست؛ اولاً اين كلام كه: «عقلانيتِ» نائينى و غالب فقهاى مشروطهخواه «بسيار تحت تأثير عقلانيت غربى بود»، با سخنِ ديگر آقاى امامى كه مىگويد: «نائينى، غرب را درست نشناخته بود و تفسيرى كه از اصول مشروطيت (همچون آزادى، مساوات و تفكيك قوا) ارائه مىداد مناسبتى با مفاهيمِ مدرنِ اين اصول نداشت»، چندان تلائم ندارد. ادعاى تأثيرپذيرىِ بسيارِ نائينى از عقلانيت غربى، اگر درست باشد، قاعدتاً بايد در نوع تفسير وى از مفاهيمِ يادشده، خود را نشان دهد، كه مىبينيم (طبق گفته خود آقاى امامى) به هيچ وجه نشان نداده است.
ثانياً اين كلام ايشان هم كه فقهاى مشروطهخواه، «در مقام فهم شريعت، نسبت به فقيهان مشروعهخواه از اندوختههاى عقلانى
(٧) مكتوبات، اعلاميهها... و چند گزارش پيرامون نقش شيخ شهيد فضل اللّه نورى، گردآورى محمد تركمان، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، تهران ١٣٦٣، صص ١٩٥ـ١٩٦.
(٨) رسائل، اعلاميهها...، همان، ص ١٦٣.
(٩) تاريخ بيدارى ايرانيان، ميرزا محمدخان ناظمالاسلام كرمانى، به اهتمام علىاكبر سعيدى سيرجانى، انتشارات آگاه، تهران ١٣٥٧، بخش اوّل، ١/٣٢١.
(١٠) فقه اهلبيت عليهمالسلام، ش ٥٤ ، ص ١٩٠.