فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٣ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
احتياطهاى مندرج در آن، از انديشه و تدبيرِ انسانِ بسيار پخته و مدبّرى حكايت دارد كه مىكوشد در حلّ معضلات سياسى ـ اجتماعى، از احساسات غيرمنطقى به دور باشد و همه جوانب و زواياى پيچيده مسايل را در نظر بگيرد. در آن تلگراف مىخوانيم:
خودتان ملتفت هستيد در كارهاى مشكل و بزرگ بايد ملاحظه اطراف كار را كرده و ما را كه امروز قصد داريم تقويت امور ملت به قوّت دولتْ كامل شود، سزاوار نمىدانيم بىتأمّل، در كارى اقدام شود كه بعد ندامت بياورد. (٣)
در تلگرافى هم كه شيخ در همان صدر مشروطه، همراه جمعى از علما و نمايندگان مجلس به انجمن ايالتى تبريز مىزند و خواستار بازگشت محترمانه مجتهد معترض تبريز مىشود، اهتمام وى به خردورزى و رعايت عقل و تدبير در امور هويدا است. ارسال كنندگان آن تلگراف، ضمن تأكيد بر اينكه تدوين قانون اساسى «كه سعادت ابدى مملكت را تأمين مىكند» امرى زمانبر بوده و اين كار با «عجله و اصرار» و «بستن بازار و دكاكين» و تحريك عوام بهسامان نمىرسد، براى بازگرداندن مجتهد، متوسل به خِرَدِ زعماى مشروطه در تبريز مىشوند و مىگويند:
البته عقلاى آذربايجان ملتفت اين نكته هستند كه اگر اين مطلب، اهميت فوقالعاده نداشت جمعى به اينجا [ تلگرافخانه تهران[ حاضر نشده و شما را هم زحمت نمىداديم.... (٤)
همين دقت نظر و ملاحظه عميق جوانب كار، بلكه بسيار بيش از آن را، در پيشنهادِ ابتكارىِ شيخ مبنى بر نظارت فائقه و مستمرّ هيئتى از طراز اول فقها بر
(٣) رسائل، اعلاميهها، مكتوبات... و روزنامه شيخ شهيد فضل اللّه نورى، گردآورى محمد تركمان، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، تهران ١٣٦٢، صص ١٤٠ـ١٤١.
(٤) همان: صص ١٤٣ـ١٤٤.