فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٩ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
است...، و اينكه تمام ملل روى زمين بايد در حقوقْ مساوى بوده و ذمّى و مُسلِم، خونشان متكافو باشد (٨٠) و با همديگر درآميزند و به يكديگر زن بدهند و زن بگيرند... . (٨١)
بدين گونه، شيخ اصولاً و عمدتاً خود را در ستيز با كسانى مىديد كه «غربزدگى» و تعلّقِ خاطر به «اصول موضوعه و مبانىِ فكرى ـ سياسى ـ اقتصادى... غرب» (آن هم به طور دربست و بدون هيچ گونه اِعمال نظرِ شرقى در آن) دل و جانشان را ربوده و شيفته قوانينِ بشريشان كرده بود. كسانى چون تقى زاده صدر مشروطه كه حرفِ دلش «تشبّهِ» كامل به غرب بود و مجلس شورا را جز رونوشتى از پارلمان لندن و تبعاً، جز دكّانى در برابر فرهنگ ملى ـ دينى نمىانگاشتند. تأكيد شيخ بر نكاتى چون:
«كمال، جامعيّت و جاودانگىِ اسلام؛ بىنيازى مسلمين از قوانين جديد؛ تضادّ اعتقاد به خاتميّت پيامبر با اين عقيده كه مقتضيات عصر را تغيير دهنده قانون الهى يا مكمّل آن مىداند؛ لزوم هماهنگى بين نظم معاش و امر معاد» ،در حقيقت، ناظر به نفىِ اصول موضوعه و قوانينِ برساخته بشرى در غر بِ جديدِ پس از رُنِسانس است.
چنين شخصيتى كه با فرهنگ و تمدن اسلامى و غربى و وجوه اختلاف بنيادين آن دو، آشنايى داشت، طبعاً نمىتوانست دستاوردهاى مدنى و سياسى غرب را چشم بسته و كور كورانه بپذيرد و مىبايستى با ديدى باز و نقاد آن را ورانداز مىكرد و تنها آنچه را كه سازگار با موازين اسلامى و مصالح ملى مىديد انتخاب مىكرد. توجه شود كه شيخ با آن نوع مشروطهاى مخالف بود كه به قول مرحوم شهيدى
(٨٠) مسلمانان و غيرمسلمانان (يهوديان و مسيحيان و... كه اسلام در حدود و قصاص و ديات، بين آنها با مسلمين تفاوتهاى بعضاً فاحشى گذاشته است) ديه و خونبهايشان برابر باشد.
(٨١) رسائل، اعلاميهها...، گردآورى محمد تركمان، صص ٢٦٢ـ٢٦٣.