فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٤ - مفهوم بيع در فقه اسلامى سيد كاظم حائرى
«بلكه، ظاهر خيلى از روايات هم مىرساند كه مبيع مختص به عين نيست؛ مانند روايتى كه در مورد جواز بيع خدمت عبد مدبّر آمده است» (٦).
رواياتى كه شيخ به آنها اشاره كرده، چند دستهاند:
دسته اول، رواياتى كه بر جواز بيع خدمت عبد مدبّر دلالت دارند:
دو روايت از رواياتى را كه مرحوم شيخ به آنها اشاره كرده و داراى سند صحيحى هستند، ذكر مىكنيم:
١ - صحيحه ابو مريم از امام صادق(ع):
قال: سئل عن رجل يعتق جاريته عن دبر أيطؤها إن شاء أو ينكحها أو يبيع خدمتها حياته؟ فقال: «أيّ ذلك شاء فعل»؛
ابومريم در مورد شخصى كه به كنيز خود مىگويد: «تو بعد از وفات من آزاد هستى»، سؤال كرد كه آيا مىتواند با او همبستر شود يا با او ازدواج كند و يا خدمت او را در مدت حيات خود بفروشد؟ امام فرمود: هر كدام از اين موارد را خواست مىتواند انجام دهد. (٧)
٢ - صحيحه ابو بصير از امام صادق(ع):
قال: سئلت أباعبدالله(ع) عن العبد والأمة يعتقان عن دبر فقال: لمولاه أن يكاتبه ان شاء وليس له أن يبيعه إلاّ أن يشاء العبد أن يبيعه قدر حياته وله أن يأخذ ماله ان كان له مال؛
ابوبصير مىگويد از امام صادق(ع) در مورد عبد و كنيزى كه به صورت مدبّر آزاد مىشوند سؤال كردم، فرمود: اگر بنده بخواهد مولى مىتواند او را مكاتب سازد، ولى نمىتواند او را بفروشد، مگر اينكه خود عبد بخواهد تا
(٦) همان.
(٧)وسائل الشيعه، ج٢٣، ص١١٩، باب سوم از ابواب التدبير، ح١.