فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٦ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
هنرمندانه با اصول و مبانىِ تمدن كهنِ بومى پيوند مىزند. متقابلاً آنچه را با اصول و مبانى و سُنَنِ يادشده، سرگران و ناسازگار است وامىنهد و صِرف عنوانِ جديد يا مدرن را مجوّزِ ورودِ عنصرِ ناسازگار بلكه مخرِّبِ خارجى در ارگانيزمِ فرهنگ و مدنيّت بومى نمىداند. موضع او در برابر دستاوردهاى مدنى عصر جديد، متناسب با آگاهى و شناخت خاصى است كه وى به طور همزمان از سه چيز دارد: ١. فرهنگ و مدنيّت خودى (شرقى ـ اسلامى ـ شيعى ـ ايرانى) ٢. فرهنگ و مدنيت غربى (اروپاى بعد از رنسانس) ٣. وجوه اشتراك و اختلاف آن دو.
شيخ، مبانى فرهنگ و تمدن اسلامى را به خوبى و در حدّ يك فقيه برجسته، مىشناسد و با اصول و پايههاى اساسىِ فرهنگ و تمدن غربى نيز آشنايى عميق (هرچند اجمالى) دارد.
فهم متخصصانه شيخ از اسلام و تشيع را مىتوان از اظهار نظر دو استاد بزرگش: آيات عظام ميرزاى شيرازى (پرچمدار جنبش تنباكو) و حاج ميرزا حبيباللّه رشتى (شاگرد برجسته شيخ انصارى) دريافت كه مقام عالى علمى و معنوى شيخ را با بلندترين اوصاف ستودهاند. (٥٦) محقق رشتى (كه خود را وارث علم شيخ انصارى مىشمرد و عملاً نيز كرسىِ تدريس شيخ انصارى در نجف اشرف، به وى رسيد) در تقريظى كه به خط و امضاى خويش بر رساله فقهىِ شيخ فضلاللّه نورى (في قاعدة ضمان اليَد) دارد، مىنويسد:
بايد در هر جمع و مجلسى، با بانگ بلند از فضل و كمال صاحب اين رساله (يعنى شيخ فضل اللّه) سخن گويند و سوارگانِ دياران به سوى وى تشويق و تحريض گردند... مضامين رساله وى را، سزاست نه با مُرَكَّب قلم بر صحيفه اوراق، كه با ذرّات طلا بر مردمِ ديدگان بنگارند! آفرين خداى بر مؤلّف آن باد!.
(٥٦) در اين باب، به تفصيل در كتاب «ديدبان، بيدار!» سخن گفتهايم.