فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٥ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
مهمتر از اينها كلام مشهور شيخ در همان لوايح است كه بارها به مناسبت بحث، از آن ياد كردهايم:
«عليكم بطلب القانون الاساسيّ الاسلامي، ثُمَّ عليكم بطلب القانون الاساسيّ الاسلامي... اى برادر، نظامنامه، نظامنامه، نظامنامه؛ لكن اسلامى، اسلامى، اسلامى...». (٥٤)
جز اينها، يار همفكر و همرزم شيخ، آيت اللّه حاجى ميرزا ابوتراب شهيدى قزوينى، اساساً رساله مشهورش: «تذكرة الغافل و ارشاد الجاهل»، را با بحث در باره قانون و لزوم آن براى حفظ نظام اجتماع، آغاز مىكند:
اين خادم شرع مطاع احمدى به عرض برادران دينى... مىرساند كه اگرچه حفظ نظام عالَم، محتاج به قانون است و هر ملتى كه تحت قانونْ داخل شدند و بر طبق آن عمل نمودند، امور آنها به استعداد قابليّت قانونشان منظم شد.... (٥٥)
بنابراين، شيخ و يارانش هيچگونه استيحاشى از ذكر واژه قانون يا قانون اساسى نداشتند و اگر عنوان «نظامنامه» را به كار مىبردند، از باب تكلّم به لسان قوم و اصطلاحات متداولِ روز بود.
مطلب را نيك دريابيم، برخورد شيخ با دستاوردهاى تمدن جديد، برخوردى نقادانه و تعاملى پاياپاى است. آنچه را با هويّت تاريخى، سُنَن ملّى، اوضاع و شرايط اجتماعى و اصول مبانى فكرى و دينىِ جامعه خويش سازگار ديده و قابل حلّ و جذب در هاضمه فرهنگ و طبيعتِ قومى مىيابد، برمىگزيند و آن را
(٥٤) همان: ص ٣٥٦ و ٣٥٨. براى پيشنويس اين سند به انشاء و خط شيخ نيز ر.ك: مكتوبات، اعلاميهها...، و چند گزارش پيرامون نقش شيخ شهيد فضلاللّه نورى در مشروطيت، از همو، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، تهران ١٣٦٣، ص ١٠٦.
(٥٥) رسائل، اعلاميهها...، همان، ص ٥٦ .