فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٥ - تحليل فقهى مبانى جرم فرارى دادن محكومين به قصاص وحيد مهدوى راد
كليد و مواردى از اين قبيل، آيا مفهومى غير از تسبيب دارد ؟
مرحوم علامه در تعريف تسبيب مىفرمايد : «و هو كل ما يحصل التلف عنده بعلة غيره إلاّ أنه لولاه لما حصل من العلة تأثير» (٢٨).
طبق اين تعريف، نقش سبب در حصول علت تلف، به گونهاى است كه اگر سبب نباشد، علت تلف حاصل نمىشود ولى علت تلف، چيزى غير از سبب است. اين ترتب علت، بر سبب به نحوى است كه تحقّق علت منوط به تحقق سبب است ولى لزومى ندارد كه با تحقق سبب، علت تحقق يابد.
تفويت حق اولياى دم، همان تلف دركلام علامه است، فرار قاتل نيز علت تفويت حق است. آنچه علت تلف را محقّق مىسازد، مجموع گشودن در و فرار است لكن تا گشودن در نباشد، فرارى به وقوع نخواهد پيوست، ولى لزومى ندارد با گشوده شدن در، فرار تحقق يابد؛ چرا كه قاتل، مختار در فرار و عدم فرار است. به هر حال، عامل فرار، سبب فرار را ايجاد كرده و فرار، علت تفويت حق اولياى دم است.
همچنين شهيد در دروس مىفرمايد : «السبب و هو فعل ملزوم العلة» (٢٩).
بر طبق اين بيان نيز، مراد از علت، امرى است كه تلف را تحقق مىبخشد. عبارت «ملزوم العلة» در كلام شهيد، تعبير ديگرى از سبب است. نكته مهم تعريف اين است كه رابطه بين سبب و علت، رابطه لازم و ملزوم است. در چنين رابطهاى زمانى لازم ـ علت تلف ـ محقق مىشود كه ملزوم ـ سبب ـ محقق شود، ولى عكس چنين مطلبى را نمىتوان ثابت كرد؛ يعنى با تحقق ملزوم نمىتوان تحقق
(٢٨) حسن بن يوسف حلى، قواعد الاحكام، ج٣، ص٦٥١ .
(٢٩) شهيد اول، دروس الشرعيه، ج٣، ص١٠٧.