فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٢ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
نيز در نامه به مجتهد بزرگ مازندران، با اشاره به حوادث صدر مشروطه، مىنويسد:
بر خاطر عالى كاملاً مشهود و مكشوف است كه در اين مدت حادثه جديد، اغتشاش داخله مملكت و اضطراب اهالى و سلب امنيّت، تا چه درجه رسيده، علاوه بر اينكه براى معالجه ظلم، دفع فاسد به افسد كردند، قوانين مجعوله آنها كه از روح آزادى اروپا برداشته شده بود باعث شد كه مردم فاسدالعقيده، بىملاحظه بر ضد اسلام آنچه خواستند گفتند و نوشتند. (٦٨)
و در مكتوبش خطاب به علماى سراسر كشور در ايام تحصن حضرت عبدالعظيم عليه السلام هشدار مىدهد:
جماعت آزادى طلب، به توسط دو لفظ دلرباى " عدالت" و " شورا"، برادران ما را فريفته به جانب " لامذهبى" مىرانند و گمان مىرود كه عصر رياست روحانى شما، در تاريخ انقراض دولت اسلام و انقلاب [ = دگرگونىِ [شريعت خيرالانام واقع بشود و چيزى نگذرد كه حرّيت مطلقه رواج، و مُنكَراتْ مُجاز، و مُسكِراتْ مُباح، و مخدَّرات [ = زنها ]مكشوف، و شريعتْ منسوخ، و قرآنْ مهجور بشود... (٦٩)
دوست همرزم شيخ، حاجى ميرزا ابوتراب شهيدى قزوينى، نيز در رساله تذكرة الغافل و ارشاد الجاهل مىنويسد: «غربيها مهمّى جز تكميل حسّ ظاهر و قواى نُكْرويّه ندارند و عقولشان مُغَطّى به اَغطيه كثيره كثيفه شده است». (٧٠) چنانكه، تعريفى را كه همو در تذكرة الغافل از مشروطه سكولار به دست داده،
(٦٨) خاطرات و اسناد ظهيرالدوله، به كوشش ايرج افشار، همان، ص ٤٠٠.
(٦٩) تاريخ مشروطه ايران، كسروى، همان، ص ٤١٠.
(٧٠) يعنى، ديده عقل و چشم بينش شان را، پردههاى تيرهاى [ از ماديّت و نفسانيّت [پوشانده است (ر.ك: رسائل، اعلاميهها...، همان، ص ٧٤).