فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩١ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
حوادث و عواقب امور نيك توجه داشت. از همين رو، با هشيارى تمام، اهداف «دنيا پرستانه» و «دين ستيزانه» مكتبهاىِ نوظهور و وارداتىِ عصر را خوانده و كُنهِ شعارهاى «متشابه و فريبا»ى آنان را دريافته بود.
او با مبانى فرهنگ و تمدن غرب و اصول موضوعه فكرى و سياسى آن، آشنايى كلّى اما عميق داشت و اين امر، به وضوح از تحليلهاى وى در باره نظام فكرى و حقوقىِ مغرب زمين بر مىآيد. اشاراتى كه جابهجا در باره «خِرَدِ گسسته از وحىِ» اروپاييانِ عصر خويش دارد و تحليل عميقى كه از ماهيّت مكاتبى چون نيهيليسم، ناتوراليسم، سوسياليسم و آنارشيسم بهدست مىدهد و آنها را به رغمِ اختلاف در لفظ، معناً متّحد شمرده و سر و ته يك كرباس مىشناسد، دليلى است روشن بر عمق دركِ او از «بنيانِ واحدِ» ايدئولوژىهاى غرب جديد؛ يعنى اومانيسم. فىالمثل مىگويد:
«در اين عصر ما فرقهها پيدا شدهاند كه بالمَرّه مُنكِر اديان و حقوق و حدود هستند. اين فِرَقِ مستحدثه را، بر حسب تفاوت اغراض، اسمهاى مختلف است: آنارشيست، نيهيليست، سوسياليست، ناطوراليست، بابيست، و اينها يك نحو چالاكى و تردستى در اِثاره (٦٦) فتنه و فساد دارند و به واسطه ورزشى كه در اين كارها كرده اند، هرجا كه هستند، آنجا را آشفته و پريشان مىكنند. سالهاست كه دو دسته اخير از اينها، در ايران پيدا شده و مثل شيطان، مشغول وسوسه و راهزنى و فريبندگى عوامِ اَضَلّ مِنَ الأنْعام هستند. يكى فرقه بابيّه است و ديگر فرقه طبيعيّه. اين دو فرقه، لفظاً مختلف است و لُبّاً [ = در باطن] متفّق هستند و مقصد صميمى آنها نسبت به مملكت ايران، دو امر عظيم است: يكى تغيير مذهب، و ديگرى تبديل سلطنت» [ از صورت و ظاهر اسلامى آن به صورت و باطنِ صد در صد ضدّ اسلامى]. (٦٧)
(٦٦) برانگيختن.
(٦٧) رسائل، اعلاميهها...، محمد تركمان، همان، صص ٢٦٥ـ٢٦٦.