فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٤ - قانون توارث زوجين از ديدگاه قرآن كريم خالد غفورى
قراينى است كه آن را از اين اطلاق ارتقا مىدهد و به حدّ عموم لفظى كه در آن به شمول تصريح شده مىرساند. اين قراين با مراجعه به ساير آيات ارث به دست مىآيد، در اين آيات كه احكام طبقات ارث بيان شد، تعبير به گونهاى است كه ارث را در فرض انحصار وارث براى وى ثابت مىداند ، نه به طور مطلق. به تعابيرى كه در مورد ارث طبقه دوم آمده دقت كنيد: « إن كان رجل يورث كلالة أو امرأة و له أخ أو أخت فلكل واحد منهما السدس؛ اگر مرد يا زنى كه از او رث مىبرند كلاله (٨٩) باشد برادر و يا خواهرى داشته باشد، براى هر كدام از آن دو يك ششم(ماترك) است».«ان امرؤ هلك ليس له ولد و له أخت فلها نصف ما ترك؛ اگر مردى از دنيا برود كه فرزندى نداشته باشد و براى او خواهرى باشدنصف اموالى را كه به جا گذاشته از او ارث مىبرد». در حالى كه تعبير آيات هنگام بيان احكام مربوط به زوجين متفاوت است : {ولكم نصف ما ترك ازواجكم... فلكم الربع مما تركن» و «لهن الربع مما تركتم... فلهن الثمن مما تركتم } و حكم را با قطع نظر از وجود وارث ديگر ـ از هر طبقه كه باشند ـ بيان كرده و آن را حقى ثابت براى زوجين در تركه يكديگر به صورت مطلق دانسته، خواه وارث ديگرى وجود داشته و يا نداشته، هر چند وجود وارثان ديگر همچون اولاد در حجب زوجين از سهم اعلايشان كه نصف و ربع است، تأثير دارد، لكن در اصل استحقاق زوجين براى ارث تأثيرى ندارد.
وجه چهارم: اين وجه از چند مقدمه تشكيل مىشود:
مقدمه اول: جاى ترديدى نيست كه زوجين با طبقه اول از طبقات نسب ـ پدر و مادر و اولاد ـ جمع مىشوند.
مقدمه دوم: آيه ازواج دلالت دارد بر اين كه زوجين به حسب سهمها و قيودى كه در آيه آمده، مستحق ارثاند.
مقدمه سوم: آيه {وأولوا الارحام بعضهم أولى ببعض } (٩٠) دلالت دارد بر اين كه
(٨٩) مراد از كلاله در اينجا مرد يا زنى است كه فرزند و پدر و مادر نداشته باشد.
(٩٠) انفال، آيه ٧٥؛ احزاب، آيه ٦.