فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٢ - تحليل فقهى مبانى جرم فرارى دادن محكومين به قصاص وحيد مهدوى راد
ذكر كرده و ملزَم شدن به تحويل را اراده كرده است، بلكه امام در حقيقت، معناى واقعى و حقيقى و نه معناى مجازى تحويل را اراده كرده است. همچنين وقتى سائل واقعه را شرح مىدهد، مىگويد: «فوثب عليهم قوم فخلّصوا القاتل من أيدي الاولياء...» كه كلمه «خلّصوا»، به معناى خلاصىدادن، رها كردن و خارج كردن از تحت سلطه است. اين بخش از سؤال دالّ و مثبِت خروج قاتل از تحت سلطه اولياى دم است، اما دلالتىندارد كه پس از خروج از تحت سلطه اولياى دم، قاتل فرار كرده و متوارى شده است. در حقيقت، ثبوت يك شىء، ثبوت شىء ديگر را در پى ندارد، مگر آنكه بين اين دو، رابطه تلازم به نحو علِّى و معلولى يا رابطه تلازم بين دو معلول علّت واحد، موجود باشد، كه در فرض مذكور، بين خلاصى دادن و فرار قاتل، به هيچ وجه تلازم وجود ندارد. بنابراين، پس از خروج قاتل از تحت سلطه اولياى دم، وى يا فراركرده و يا تحت سلطه عاملين فرار قرار گرفته است. با توجه به مسئوليت فرارىدهنده در روايت و عدم مسئوليت وى طبق قاعده تقدم مباشر بر سبب، بايد گفت كه قاتل، تحت سلطه عاملين فرار قرار گرفته و الاّ برخلاف قاعده عمل شده است. لذا مسئوليت عامل فرار در تحت سلطهگرفتن قاتل، قدر متيقن از روايت است. اما اگر فرض شود قاتل فرار كرده است، حكم مسئوليت عاملين فرار، برخلاف قاعده است و حكم روايت نيز شامل آن نمىشود.
خلاصه آنكه رها كردن قاتل از تسلّط اوليا، دو صورت دارد : ١ـ پس از رهايى، قاتل فرار مىكند. ٢ ـ پس از رهايى، تحت سلطه عامل فرار قرار مىگيرد. روايت صحيحه، ناظر به صورت اول نيست، بلكه مفاد روايت با صورت دوم سازگار است، در حالى كه علما، روايت را با صورت اول تطبيق كردهاند. در تطبيق با مشكل مواجه شده اند و در نهايت همانگونه كه ذكر شد، روايت را توجيه كردهاند.