سازگار است و هم با معناى جَهد، چرا كه صرف توان، خالى از مشقت نيست و اين دو با هم متلازم هستند.
معناى اصطلاحى اجتهاد: اجتهاد در اصطلاح به دو معنا به كار رفته است:
١ ـ اجتهاد رأى، به اين معنا كه فقيه هر گاه نصّى از كتاب و سنت نيافت به اجتهاد شخصى خود از قبيل قياس و استحسان و مصالح مرسله و ترجيحات عقلى ـ هر چند ظنى باشند ـ رجوع مىكند. معناى اجتهاد در اصطلاح فقه جمهور، همين است.
٢ ـ اجتهاد به معناى استخراج احكام از ادله شرعى . اصطلاح اجتهاد در فقه اماميه به اين معنا است.
از چند جهت تفاوتهاى جوهرى ميان اين دو معنا وجود دارد:
نخست: مجتهد به معناى اوّل ، بر اساس مصلحتى كه خود تشخيص مىدهد، يا تشابهى كه به نظر او ميان دو امر وجود دارد و يكى را به ديگرى قياس مىكند، يا امورى از اين قبيل، رأى شخصى خود را براى استنباط احكام شرعى به كار مىگيرد. در حالى كه مجتهد به معناى دوم، براى استنباط حكم به رأى و ذوق شخصى خود رجوع نمىكند، بلكه براساس ضوابط كلى دلالت لغوى يا عقلى، توان خود را براى تطبيق ادله و نصوص شرعى بر حكم خود به كار مىگيرد.
دوم: اجتهاد به معناى اوّل ، خود همانند كتاب و سنت، يكى از منابع استنباط است، منتهى فقط هنگامى به آن مراجعه مىشود كه نصىّ از كتاب و سنت وجود نداشته باشد، بنابر اين، اِعمال رأى به صورت قياس يا استحسان يا مصالح مرسله، يكى از ادله حكم شرعى به شمار مىآيد. در حالى كه اجتهاد به معناى دوم، از ادله و منابع استنباط نيست، بلكه دليل، منحصر در نصوص شرعى است و مجتهد فقط نظر خود را در تطبيق و
التقيح فى شرح العروة، ج ١،ص٢٠.
ارشاد الغمول، ص ٢٥٠.
معارج الاصول، ص ١٧٩.