فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٧ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
در درجه بعد نيازمند وعظ و تذكر و انذار است نسبت به پيامدهاى بد ترك واجبات و ارتكات محرمات. چون در چنين جامعهاى طرح شبهات پيرامون باورهاى دينى، منحصر است به همان شبهات شناخته شدهاى كه در متون كلامى وفلسفى ما، وجود دارند و معارف عقلى به خوبى از عهده پاسخ گويى و رفع آنها برآمده است، لذا اين معارف از اهميت كمترى برخوردارند. با توجه به همين كاركرد اجتماعى معارف است كه مىبينيم در تاريخ انديشه دينى ما، فقه، به عنوان دانش مسلط و چهره غالب معارف دينى مطرحاست.
اما همان جامعه، در مرحلهاى ديگر از مراحل تطور خود، نيازهاى ديگرى دارد و از اين روى تركيب اولويتهاى معارف دينى هم بايد بگونهاى ديگر باشد. جامعه كنونى ما، جامعهاى است كه تحت تاثير حركتهاى ژرف جهان معاصر، دگرگون شده است، اكثريت افراد جامعه با سواد و از آگاهى نسبى برخوردارند، چشم و گوششان باز شده، آموختن دانشهاى گوناگون پرسشهاى گوناگونى را در برابر ديندارى آنان گذاشته است و از هر روزنى صدها شبهه بر جانشان مىريزد.
اينان اگر نسبت به انجام تكاليف و تعاليم دينى كوتاهى مىكنند، بيشتر، نه از سر جهالت و يا بوالهوسى است، بلكه از سر ترديد و سست اعتقادى است.
مشكل فكرى اساسى چنين جامعهاى، بحران در ريشههاى اعتقادى است. دين و انديشه دينى كه تا اين زمان يكّه تاز عرصه تفكر بوده، رقيبهاى جدى، خطرناك و پر جذبهاى پيدا كرده است.نياز اساسى اين جامعه از نظر فكرى، سامان دهى روح دينى و تقويت بنيادهاى اعتقادى در برابر سيلاب انديشههاى رقيب و شبهات ايمان بر اندازشان است. در اين جامعه، قهراً رسالت معارف دينى با گذشته متفاوت است، نياز جامعه حضور فعالانهتر معارف عقلى را مىطلبد و فقه در اولويت بعدى قرار مىگيرد، زيرا تبيين احكام شريعت در جامعهاى پذيرفته است كه اصل وجود دين را بلامعارض پذيرفته باشد، اما اگر اصل دين و بنيادهاى عقيده دينى در ديد سئوال و ابهام و ترديد قرار گرفته باشد،